median

[ایالات متحده]/'miːdɪən/
[بریتانیا]/'midɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقداری که نیمه بالایی را از نیمه پایینی در یک مجموعه داده جدا می‌کند؛ عدد وسط در یک دنباله از اعداد
adj. مربوط به یا واقع در وسط؛ از یا مربوط به میانه
Word Forms
جمعmedians

عبارات و ترکیب‌ها

the median age

سن میانه

median income

درآمد میانه

median household size

اندازه متوسط ​​خانواده

median nerve

عصب میانی

median line

خط میانه

median age

سن میانه

median value

ارزش میانه

median eminence

اوج میانه

جملات نمونه

the median part of the sternum.

بخش میانی جناغ سینه

the median duration of this treatment was four months.

مدت زمان میانه این درمان چهار ماه بود.

Stamens 2 and median, sometimes 6 and tetradynamous or subequal in length, rarely 4 and all median or 2 median and 2 lateral;

میوه ها 2 و میانه، گاهی 6 و تترا دیناموس یا با طول مساوی، به ندرت 4 و همه میانه یا 2 میانه و 2 جانبی;

Median cleft lip: mild and subtle hypotelorism, flat nose, and median cleft lip with or without cleft palate.

لاله شکافی میانی: هیپوتلوریسم خفیف و ظریف، بینی صاف و لاله شکافی میانی با یا بدون شکاف کام.

symptoms resolved after a median of four weeks.

علائم پس از میانه چهار هفته برطرف شدند.

acreages ranged from one to fifty-two with a median of twenty-four.

سطح زمین‌های مورد کشت از یک تا پنجاه و دو با میانگین بیست و چهار متغیر بود.

Conclusion:The basilic vein was the best vein for venipuncture or hemospasia in the absence of the median cubital vein;

نتیجه گیری: ورید بازیلیک بهترین ورید برای نمونه گیری وریدی یا همو اسپا در غیاب ورید میانی بازو بود.

mesopterygium The median, elongated basal cartilage of the pectoral fins in Elasmobranchii, Holocephali and primitive Teleostomi.

مزوپترژیوم غضروف قاعده‌ای میانی و کشیده شده در باله های سینه ای در Elasmobranchii، Holocephali و Teleostomi باستانی.

define the properties of a new drug; a study that defines people according to their median incomes.

تعریف خواص یک داروی جدید؛ مطالعه ای که افراد را بر اساس درآمد میانه آنها تعریف می کند.

A median dose of 20 Gy prescribed to the 80% isodose line was administered in a single fraction.

یک دوز میانه 20 Gy که برای خط ایزودوز 80٪ تجویز شده بود، به صورت یکباره تجویز شد.

Objective:To explore the clinical application and significance of endoscopic micro-CO_2 laser partial arytenoidectomy for bilateral median vocal cord paralysis.

هدف: بررسی کاربرد و اهمیت بالینی لارنگوسکوپی میکرولیزر CO_2 جزئی آریتنوئیدکتومی برای فلج تالوئی میانی دوطرفه.

Results The vocal cords were shifted very close to the median line in all the 5 cases postoperatively as shown by laryngostroboscopy and electroglottography.

نتایج: تالوئی ها در تمام 5 مورد پس از عمل جراحی به خط میانه بسیار نزدیک جابجا شدند که توسط لارنگوستروپسکوپی و الکتروگلوتوگرافی نشان داده شد.

gular bone The median, dermal bone between the dentary bones of some primitive fishes (e.g. Latimeria and Elops).

استخوان گلار: میانه، استخوان پوستی بین استخوان های دندانه ای برخی از ماهی های اولیه (به عنوان مثال، لاتیمریا و الوپس).

7. Chemotherapy consisted of MOPP-ABV (mechlorethamine, vincristine, procarbazine, prednisone -- doxorubicin, bleomycin and vinblastine). Median follow-up was 92 months.

7. شیمی‌درمانی شامل MOPP-ABV (مکلوراتامین،ونکریستین، پروکاربازین، پردنیزون - دوکسوروبین، بلئومایسین و وینکلاستین) بود. میانگین زمان پیگیری 92 ماه بود.

Methods:PICC catheter was inserted to superior vena cava through uninjured side basilic vein or median cubital vein for receving chemotherapy.

روش‌ها: کاتتر PICC از طریق ورید بازیک یا ورید بازیکول در سمت غیرآسیب‌دیده به ورید اجوف فوقانی وارد شد تا شیمی درمانی دریافت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید