megabytes

[ایالات متحده]/[ˈmeɪɡəˌbaɪts]/
[بریتانیا]/[ˈmeɪɡəˌbaɪts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد اطلاعات برابر با یک میلیون بایت.
n., pl. برای بیان ظرفیت حافظه یا ذخیره‌سازی کامپیوتر استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

megabytes of data

مگابایت‌های داده

downloading megabytes

دریافت مگابایت‌ها

using megabytes

استفاده از مگابایت‌ها

large megabytes

مگابایت‌های بزرگ

stored megabytes

مگابایت‌های ذخیره شده

transferring megabytes

انتقال مگابایت‌ها

checking megabytes

بررسی مگابایت‌ها

sending megabytes

ارسال مگابایت‌ها

requires megabytes

نیاز به مگابایت‌ها دارد

many megabytes

بسیاری از مگابایت‌ها

جملات نمونه

the downloaded file was over 20 megabytes.

فایل دانلود شده بیش از 20 مگابایت بود.

this video requires 50 megabytes of storage space.

این ویدئو 50 مگابایت فضای ذخیره سازی نیاز دارد.

the image file size was only a few megabytes.

حجم فایل تصویر فقط چند مگابایت بود.

i need to free up some megabytes on my hard drive.

من باید چند مگابایت از دیسک سخت خود را آزاد کنم.

the software installation requires 150 megabytes.

نصب نرم افزار 150 مگابایت نیاز دارد.

the compressed file is just 2 megabytes.

فایل فشرده فقط 2 مگابایت است.

streaming video consumes a lot of megabytes per hour.

پخش ویدئو در هر ساعت مقدار زیادی از مگابایت مصرف می کند.

the game update is approximately 300 megabytes.

به روز رسانی بازی حدود 300 مگابایت است.

sending a large file of 10 megabytes took a while.

ارسال یک فایل بزرگ 10 مگابایت زمان زیادی برده.

the dataset is 500 megabytes in size.

حجم مجموعه داده 500 مگابایت است.

i have 1 gigabyte, which is over 1000 megabytes.

من 1 گیگابایت دارم که بیش از 1000 مگابایت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید