melanotic

[ایالات متحده]/ˌmɛləˈnɒtɪk/
[بریتانیا]/ˌmɛləˈnɑtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخص شده توسط ملانین؛ مربوط به ملانوزیس

عبارات و ترکیب‌ها

melanotic lesions

ضایعات ملانوتیک

melanotic tumors

تومورهای ملانوتیک

melanotic cells

سلول‌های ملانوتیک

melanotic pigmentation

پیگمانتاسیون ملانوتیک

melanotic skin

پوست ملانوتیک

melanotic growth

رشد ملانوتیک

melanotic spot

لکه‌ی ملانوتیک

melanotic formation

تشکیل ملانوتیک

melanotic characteristics

ویژگی‌های ملانوتیک

melanotic response

پاسخ ملانوتیک

جملات نمونه

the melanotic cells in the skin produce more pigment.

سلول‌های ملانوسیتیک در پوست رنگدانه‌های بیشتری تولید می‌کنند.

she was diagnosed with a melanotic tumor.

او به سرطان ملانومی تشخیص داده شد.

melanotic lesions can be a sign of serious conditions.

ضایعات ملانوتیک می‌توانند نشانه‌ای از شرایط جدی باشند.

the study focused on melanotic disorders in animals.

این مطالعه بر اختلالات ملانوتیک در حیوانات متمرکز بود.

he has a melanotic birthmark on his arm.

او یک نشان مادرزادی ملانوتیک روی بازویش دارد.

melanotic pigmentation can vary among individuals.

پیریغ رنگدانه‌ای ملانوتیک می‌تواند در افراد مختلف متفاوت باشد.

doctors often monitor melanotic changes in moles.

پزشکان اغلب تغییرات ملانوتیک در خال‌ها را زیر نظر دارند.

research is ongoing into the effects of melanotic compounds.

تحقیقات در مورد اثرات ترکیبات ملانوتیک ادامه دارد.

she is studying the genetics of melanotic traits.

او در حال مطالعه ژنتیک ویژگی‌های ملانوتیک است.

melanotic pigmentation can provide uv protection.

پیریغ رنگدانه‌ای ملانوتیک می‌تواند از اشعه ماوراء بنفش محافظت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید