mendacities

[ایالات متحده]/ˌmɛn.dəˈsɪ.tiz/
[بریتانیا]/ˌmɛn.dəˈsɪ.tiz/

ترجمه

n. کیفیت نادرست بودن؛ یک دروغ

عبارات و ترکیب‌ها

mendacities exposed

افشای دروغگویی‌ها

mendacities revealed

گشوده شدن دروغگویی‌ها

mendacities abound

دروغگویی‌ها فراوان است

mendacities uncovered

کشف دروغگویی‌ها

mendacities discussed

بحث در مورد دروغگویی‌ها

mendacities challenged

چالش دروغگویی‌ها

mendacities addressed

رسیدگی به دروغگویی‌ها

mendacities critiqued

انتقاد از دروغگویی‌ها

mendacities analyzed

تجزیه و تحلیل دروغگویی‌ها

mendacities acknowledged

تصدیق دروغگویی‌ها

جملات نمونه

his mendacities eventually led to his downfall.

تک‌درغه‌گویی‌های او در نهایت منجر به سقوطش شد.

the politician was known for his mendacities during the campaign.

سیاستمدان به دلیل تک‌درغه‌گویی‌هایش در طول کمپین شناخته می‌شد.

people grew tired of his constant mendacities.

مردم از تک‌درغه‌گویی‌های دائمی او خسته شدند.

she was caught in a web of mendacities.

او در تابی از تک‌درغه‌گویی گرفتار شد.

his mendacities were finally exposed by the media.

تک‌درغه‌گویی‌های او سرانجام توسط رسانه‌ها افشا شد.

trust is hard to rebuild after so many mendacities.

پس از آن همه تک‌درغه‌گویی، بازسازی اعتماد دشوار است.

she told mendacities to avoid confrontation.

او برای جلوگیری از رویارویی تک‌درغه‌گویی گفت.

the mendacities in his story were obvious.

تک‌درغه‌گویی‌های داستان او آشکار بود.

many were deceived by his mendacities.

بسیاری از مردم به دلیل تک‌درغه‌گویی‌های او فریب خوردند.

his reputation suffered due to his mendacities.

شهرت او به دلیل تک‌درغه‌گویی‌هایش آسیب دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید