mendacities exposed
افشای دروغگوییها
mendacities revealed
گشوده شدن دروغگوییها
mendacities abound
دروغگوییها فراوان است
mendacities uncovered
کشف دروغگوییها
mendacities discussed
بحث در مورد دروغگوییها
mendacities challenged
چالش دروغگوییها
mendacities addressed
رسیدگی به دروغگوییها
mendacities critiqued
انتقاد از دروغگوییها
mendacities analyzed
تجزیه و تحلیل دروغگوییها
mendacities acknowledged
تصدیق دروغگوییها
his mendacities eventually led to his downfall.
تکدرغهگوییهای او در نهایت منجر به سقوطش شد.
the politician was known for his mendacities during the campaign.
سیاستمدان به دلیل تکدرغهگوییهایش در طول کمپین شناخته میشد.
people grew tired of his constant mendacities.
مردم از تکدرغهگوییهای دائمی او خسته شدند.
she was caught in a web of mendacities.
او در تابی از تکدرغهگویی گرفتار شد.
his mendacities were finally exposed by the media.
تکدرغهگوییهای او سرانجام توسط رسانهها افشا شد.
trust is hard to rebuild after so many mendacities.
پس از آن همه تکدرغهگویی، بازسازی اعتماد دشوار است.
she told mendacities to avoid confrontation.
او برای جلوگیری از رویارویی تکدرغهگویی گفت.
the mendacities in his story were obvious.
تکدرغهگوییهای داستان او آشکار بود.
many were deceived by his mendacities.
بسیاری از مردم به دلیل تکدرغهگوییهای او فریب خوردند.
his reputation suffered due to his mendacities.
شهرت او به دلیل تکدرغهگوییهایش آسیب دید.
mendacities exposed
افشای دروغگوییها
mendacities revealed
گشوده شدن دروغگوییها
mendacities abound
دروغگوییها فراوان است
mendacities uncovered
کشف دروغگوییها
mendacities discussed
بحث در مورد دروغگوییها
mendacities challenged
چالش دروغگوییها
mendacities addressed
رسیدگی به دروغگوییها
mendacities critiqued
انتقاد از دروغگوییها
mendacities analyzed
تجزیه و تحلیل دروغگوییها
mendacities acknowledged
تصدیق دروغگوییها
his mendacities eventually led to his downfall.
تکدرغهگوییهای او در نهایت منجر به سقوطش شد.
the politician was known for his mendacities during the campaign.
سیاستمدان به دلیل تکدرغهگوییهایش در طول کمپین شناخته میشد.
people grew tired of his constant mendacities.
مردم از تکدرغهگوییهای دائمی او خسته شدند.
she was caught in a web of mendacities.
او در تابی از تکدرغهگویی گرفتار شد.
his mendacities were finally exposed by the media.
تکدرغهگوییهای او سرانجام توسط رسانهها افشا شد.
trust is hard to rebuild after so many mendacities.
پس از آن همه تکدرغهگویی، بازسازی اعتماد دشوار است.
she told mendacities to avoid confrontation.
او برای جلوگیری از رویارویی تکدرغهگویی گفت.
the mendacities in his story were obvious.
تکدرغهگوییهای داستان او آشکار بود.
many were deceived by his mendacities.
بسیاری از مردم به دلیل تکدرغهگوییهای او فریب خوردند.
his reputation suffered due to his mendacities.
شهرت او به دلیل تکدرغهگوییهایش آسیب دید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید