menswear

[ایالات متحده]/'menzweə/
[بریتانیا]/'mɛnzwɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس مردانه; بخش لباس مردانه.

جملات نمونه

He works in menswear retail.

او در فروشگاه‌های لباس‌های مردانه کار می‌کند.

She designs menswear for a high-end fashion brand.

او لباس‌های مردانه را برای یک برند مد لوکس طراحی می‌کند.

The store carries a wide selection of menswear.

فروشگاه انواع لباس‌های مردانه را عرضه می‌کند.

He prefers classic menswear styles.

او سبک‌های کلاسیک لباس‌های مردانه را ترجیح می‌دهد.

The menswear collection includes suits, shirts, and accessories.

کلکسیون لباس‌های مردانه شامل کت و شلوار، پیراهن و لوازم جانبی است.

She is knowledgeable about menswear trends.

او در مورد ترندهای لباس‌های مردانه اطلاعات دارد.

The fashion show featured the latest menswear designs.

نمایش مد شامل آخرین طرح‌های لباس‌های مردانه بود.

He enjoys shopping for menswear online.

او از خرید آنلاین لباس‌های مردانه لذت می‌برد.

The store offers a variety of menswear brands.

فروشگاه انواع برندهای لباس‌های مردانه را ارائه می‌دهد.

He decided to pursue a career in menswear design.

او تصمیم گرفت شغلی در زمینه طراحی لباس‌های مردانه دنبال کند.

نمونه‌های واقعی

Uh, Roy worked, uh, he works in menswear.

او، روی کار می‌کرد، او در بخش پوشاک مردانه کار می‌کند.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

The waistcoat has always been a fixture of menswear.

جلیقه همیشه بخشی جدایی‌ناپذیر از پوشاک مردانه بوده است.

منبع: The Guardian Reading Selection

You're having a garage sale featuring menswear and sporting equipment.

شما در حال برگزاری یک حراج در گاراژ هستید که شامل پوشاک مردانه و تجهیزات ورزشی است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

And so in 2007, I cofounded a menswear e-commerce company called Bonobos.

بنابراین در سال 2007، من یک شرکت تجارت الکترونیک پوشاک مردانه به نام بونوبوس را هم‌بنیان کردم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Certain silhouettes that have become popular in menswear can be traced back directly to Ye.

برخی از طرح‌هایی که در پوشاک مردانه محبوب شده‌اند را می‌توان به طور مستقیم به یه نسبت داد.

منبع: The Guardian (Article Version)

I'm particularly keen on cultivating a sort of menswear silhouette from this era, it's definitely one of my favourites.

من به ویژه مشتاقم تا یک طرح پوشاک مردانه از این دوران را پرورش دهم، مطمئناً یکی از مورد علاقه‌های من است.

منبع: British Vintage Makeup Tutorial

As creative directors shuffle from one brand to the next, at Hermes the same designer has overseen menswear since 1988.

همانطور که مدیران خلاق از یک برند به برند دیگر می‌آیند، در هرمس همان طراح بر پوشاک مردانه از سال 1988 نظارت داشته است.

منبع: The Economist (Summary)

The boots were inspired by the uniforms of the Hussars, which imbued Regency menswear with military overtones.

این چکمه‌ها از یونیفرم‌های هوسارها الهام گرفته شده‌اند که به پوشاک مردانه دوره‌ی رگنسي بارقه‌های نظامی می‌بخشید.

منبع: Fashion experts interpret film and television dramas.

Love Stories TV is also partnering with companies, like the menswear business Bonobos.

شبکه تلویزیونی Love Stories نیز با شرکت‌هایی مانند کسب و کار پوشاک مردانه بونوبوس همکاری می‌کند.

منبع: VOA Special April 2018 Collection

This is a little fedora, like a menswear style fedora, and it has a fake parrot on it.

این یک فدورا کوچک است، مانند یک فدورای به سبک پوشاک مردانه، و روی آن یک طوطی مصنوعی وجود دارد.

منبع: Architectural Digest

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید