mesothelium

[ایالات متحده]/ˌmɛsəʊˈθiːliəm/
[بریتانیا]/ˌmɛsoʊˈθiːliəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لایه‌ای از بافت که پوشش حفره‌های بدن را تشکیل می‌دهد و ارگان‌ها را می‌پوشاند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mesothelium cells

سلول‌های مزوتلیوم

mesothelium tissue

بافت مزوتلیوم

mesothelium layer

لایه مزوتلیوم

mesothelium cancer

سرطان مزوتلیوم

mesothelium function

عملکرد مزوتلیوم

mesothelium inflammation

التهاب مزوتلیوم

mesothelium repair

ترمیم مزوتلیوم

mesothelium pathology

پاتولوژی مزوتلیوم

mesothelium structure

ساختار مزوتلیوم

mesothelium disease

بیماری مزوتلیوم

جملات نمونه

the mesothelium is a protective layer covering many internal organs.

مزوتلی یک لایه محافظ است که اندام‌های داخلی را پوشانده است.

inflammation of the mesothelium can lead to serious health issues.

التهاب مزوتلی می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

doctors often examine the mesothelium during surgeries.

پزشکان اغلب مزوتلی را در طول جراحی‌ها بررسی می‌کنند.

mesothelium plays a crucial role in the body's defense mechanism.

مزوتلی نقش مهمی در مکانیسم دفاعی بدن ایفا می‌کند.

asbestos exposure can damage the mesothelium.

قرار گرفتن در معرض آزبست می‌تواند به مزوتلی آسیب برساند.

researchers study the mesothelium to understand certain diseases.

محققان مزوتلی را برای درک برخی از بیماری‌ها مطالعه می‌کنند.

the mesothelium facilitates the movement of organs within the body.

مزوتلی امکان جابجایی اندام‌ها در داخل بدن را فراهم می‌کند.

pathologists analyze the mesothelium for cancer diagnosis.

پاتولوژیست‌ها مزوتلی را برای تشخیص سرطان تجزیه و تحلیل می‌کنند.

damage to the mesothelium can result in fibrosis.

آسیب به مزوتلی می‌تواند منجر به فیبروز شود.

understanding the mesothelium is vital for medical research.

درک مزوتلی برای تحقیقات پزشکی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید