metabolized quickly
به سرعت متابولیزه شد
metabolized efficiently
به طور کارآمد متابولیزه شد
metabolized slowly
به آرامی متابولیزه شد
metabolized properly
به درستی متابولیزه شد
metabolized completely
به طور کامل متابولیزه شد
metabolized naturally
به طور طبیعی متابولیزه شد
metabolized extensively
به طور گسترده متابولیزه شد
metabolized primarily
به طور عمده متابولیزه شد
metabolized gradually
به تدریج متابولیزه شد
the body metabolized the nutrients quickly.
بدن مواد مغذی را به سرعت متابولیزه کرد.
some drugs are metabolized in the liver.
برخی داروها در کبد متابولیزه می شوند.
exercise can help increase how fast calories are metabolized.
ورزش میتواند به افزایش سرعت متابولیزه شدن کالریها کمک کند.
after eating, food is metabolized into energy.
پس از غذا خوردن، غذا به انرژی تبدیل می شود.
different people metabolize alcohol at different rates.
افراد مختلف الکل را با سرعت های مختلف متابولیزه می کنند.
metabolized compounds can affect overall health.
ترکیبات متابولیزه شده می توانند بر سلامت کلی تأثیر بگذارند.
the speed at which fat is metabolized varies.
سرعت متابولیزه شدن چربی متفاوت است.
some foods are easier to metabolize than others.
برخی غذاها نسبت به سایرین راحت تر متابولیزه می شوند.
age can influence how drugs are metabolized.
سن می تواند بر نحوه متابولیزه شدن داروها تأثیر بگذارد.
genetics play a role in how substances are metabolized.
ژنتیک در نحوه متابولیزه شدن مواد نقش دارد.
metabolized quickly
به سرعت متابولیزه شد
metabolized efficiently
به طور کارآمد متابولیزه شد
metabolized slowly
به آرامی متابولیزه شد
metabolized properly
به درستی متابولیزه شد
metabolized completely
به طور کامل متابولیزه شد
metabolized naturally
به طور طبیعی متابولیزه شد
metabolized extensively
به طور گسترده متابولیزه شد
metabolized primarily
به طور عمده متابولیزه شد
metabolized gradually
به تدریج متابولیزه شد
the body metabolized the nutrients quickly.
بدن مواد مغذی را به سرعت متابولیزه کرد.
some drugs are metabolized in the liver.
برخی داروها در کبد متابولیزه می شوند.
exercise can help increase how fast calories are metabolized.
ورزش میتواند به افزایش سرعت متابولیزه شدن کالریها کمک کند.
after eating, food is metabolized into energy.
پس از غذا خوردن، غذا به انرژی تبدیل می شود.
different people metabolize alcohol at different rates.
افراد مختلف الکل را با سرعت های مختلف متابولیزه می کنند.
metabolized compounds can affect overall health.
ترکیبات متابولیزه شده می توانند بر سلامت کلی تأثیر بگذارند.
the speed at which fat is metabolized varies.
سرعت متابولیزه شدن چربی متفاوت است.
some foods are easier to metabolize than others.
برخی غذاها نسبت به سایرین راحت تر متابولیزه می شوند.
age can influence how drugs are metabolized.
سن می تواند بر نحوه متابولیزه شدن داروها تأثیر بگذارد.
genetics play a role in how substances are metabolized.
ژنتیک در نحوه متابولیزه شدن مواد نقش دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید