metadatas

[ایالات متحده]/ˌmɛtəˈdeɪtəz/
[بریتانیا]/ˌmɛtəˈdeɪtəz/

ترجمه

n. داده‌ای که اطلاعاتی درباره داده‌های دیگر ارائه می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

metadata standards

استانداردهای فراداده

metadata schema

طرح فراداده

metadata format

فرمت فراداده

metadata elements

عناصر فراداده

metadata fields

حوزه های فراداده

metadata tags

برچسب های فراداده

metadata repository

مخزن فراداده

metadata definitions

تعاریف فراداده

metadata management

مدیریت فراداده

metadata usage

مصارف فراداده

جملات نمونه

all the metadatas should be updated regularly.

تمام فراداده‌ها باید به طور منظم به‌روز شوند.

the metadatas provide essential information about the dataset.

فراداده‌ها اطلاعات ضروری در مورد مجموعه داده‌ها را ارائه می‌دهند.

we need to analyze the metadatas for better insights.

ما باید فراداده‌ها را برای به دست آوردن بینش بهتر تجزیه و تحلیل کنیم.

storing metadatas in a database improves data retrieval.

ذخیره فراداده‌ها در یک پایگاه داده بازیابی داده‌ها را بهبود می‌بخشد.

metadatas can help in organizing large amounts of information.

فراداده‌ها می‌توانند به سازماندهی حجم زیادی از اطلاعات کمک کنند.

understanding the metadatas is crucial for effective data management.

درک فراداده‌ها برای مدیریت مؤثر داده‌ها بسیار مهم است.

the accuracy of metadatas directly affects data quality.

دقت فراداده‌ها به طور مستقیم بر کیفیت داده تأثیر می‌گذارد.

developers often rely on metadatas to improve user experience.

توسعه‌دهندگان اغلب برای بهبود تجربه کاربر به فراداده‌ها متکی هستند.

metadatas play a key role in data governance and compliance.

فراداده‌ها نقش کلیدی در حکمرانی و انطباق داده‌ها ایفا می‌کنند.

we should document all metadatas for future reference.

ما باید تمام فراداده‌ها را برای ارجاع آینده مستند کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید