metastasis

[ایالات متحده]/mɪˈtæstəsɪs/
[بریتانیا]/məˈtæs.tə.sɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتقال بیماری از یک اندام یا قسمت به قسمت دیگر که به طور مستقیم با آن مرتبط نیست؛ فرآیند متاستاز؛ تغییر در موقعیت یا حالت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

metastasis detection

تشخیص متاستاز

metastasis treatment

درمان متاستاز

metastasis risk

خطر متاستاز

metastasis mechanism

مکانیسم متاستاز

metastasis prevention

جلوگیری از متاستاز

metastasis research

تحقیقات متاستاز

metastasis progression

پیشرفت متاستاز

metastasis analysis

تجزیه و تحلیل متاستاز

metastasis stage

مرحله متاستاز

metastasis biology

زیست‌شناسی متاستاز

جملات نمونه

metastasis is a major concern in cancer treatment.

به انتقال تومورها (متاستاز) در درمان سرطان توجه ویژه‌ای می‌شود.

doctors often monitor for signs of metastasis.

پزشکان اغلب برای بررسی علائم متاستاز نظارت می‌کنند.

early detection of metastasis can improve outcomes.

تشخیص زودهنگام متاستاز می‌تواند نتایج را بهبود بخشد.

metastasis can occur in various organs.

متاستاز می‌تواند در اندام‌های مختلف رخ دهد.

the process of metastasis involves multiple steps.

فرآیند متاستاز شامل مراحل متعددی است.

research is ongoing to understand the mechanisms of metastasis.

تحقیقات برای درک مکانیسم‌های متاستاز ادامه دارد.

metastasis can complicate treatment plans significantly.

متاستاز می‌تواند برنامه‌های درمانی را به طور قابل توجهی پیچیده کند.

some cancers are more prone to metastasis than others.

برخی از سرطان‌ها بیشتر از سایرین مستعد متاستاز هستند.

new therapies aim to prevent metastasis in patients.

درمان‌های جدید با هدف پیشگیری از متاستاز در بیماران طراحی شده‌اند.

metastasis is often associated with advanced cancer stages.

متاستاز اغلب با مراحل پیشرفته سرطان همراه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید