microbrewery

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊˌbrʊəri/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊˌbrʊəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(یک کارخانه آبجوسازی کوچک)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

local microbrewery

میکروبروری محلی

craft microbrewery

میکروبروری صنایع دستی

microbrewery tour

تور میکروبروری

microbrewery beer

آبجو میکروبروری

microbrewery scene

صحنه میکروبروری

microbrewery owner

صاحب میکروبروری

microbrewery festival

جشنواره میکروبروری

microbrewery tasting

چشیدن میکروبروری

microbrewery menu

منوی میکروبروری

microbrewery community

جامعه میکروبروری

جملات نمونه

the local microbrewery offers a variety of craft beers.

میکروبروری محلی انواع آبجوهای دست‌ساز را ارائه می‌دهد.

we visited a microbrewery to learn about the brewing process.

ما از یک میکروبروری بازدید کردیم تا در مورد فرآیند تولید آبجو بیشتر بدانیم.

microbreweries often focus on unique flavors and ingredients.

میکروبروری‌ها اغلب بر روی طعم‌ها و مواد تشکیل‌دهنده منحصربه‌فرد تمرکز می‌کنند.

the microbrewery hosts tasting events every weekend.

میکروبروری هر هفته‌ آخر رویدادهای تست طعم را برگزار می‌کند.

many microbreweries are committed to sustainable practices.

بسیاری از میکروبروری‌ها به شیوه‌های پایدار متعهد هستند.

he works as a brewer at a popular microbrewery.

او به عنوان یک آبجوساز در یک میکروبروری محبوب کار می‌کند.

microbreweries are becoming increasingly popular among beer enthusiasts.

میکروبروری‌ها به طور فزاینده‌ای در بین علاقه‌مندان به آبجو محبوب می‌شوند.

she enjoys visiting different microbreweries on her travels.

او از بازدید از میکروبروری‌های مختلف در سفرهای خود لذت می‌برد.

the microbrewery's taproom has a cozy atmosphere.

فضای بار میکروبروری دنج و راحت است.

they plan to open a new microbrewery in the downtown area.

آنها قصد دارند یک میکروبروری جدید را در منطقه مرکز شهر افتتاح کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید