micromanufacturing

[ایالات متحده]/ˌmaɪkrəʊˌmænjuˈfæktʃərɪŋ/
[بریتانیا]/ˌmaɪkroʊˌmænjuˈfæktʃərɪŋ/

ترجمه

n. ساخت قطعات، دستگاه‌ها یا ساختارهای مقیاس میکرو؛ فناوری ساخت میکرو.

عبارات و ترکیب‌ها

advanced micromanufacturing

تولید نانو پیشرفته

precision micromanufacturing

تولید نانو با دقت

micromanufacturing process

فرآیند تولید نانو

micromanufacturing techniques

فنون تولید نانو

micromanufacturing equipment

تجهیزات تولید نانو

micromanufacturing industry

صنعت تولید نانو

micromanufacturing lab

آزمایشگاه تولید نانو

micromanufacturing solutions

راهکارهای تولید نانو

micromanufacturing capacity

ظرفیت تولید نانو

micromanufacturing costs

هزینه‌های تولید نانو

جملات نمونه

micromanufacturing processes enable rapid prototyping of microfluidic devices for lab-on-a-chip testing.

فرايندهاي ميكروتوليد به توليد سريع نمونه‌هاي اوليه دستگاه‌هاي ميكروفلوئيدی برای آزمایش‌های چیپ‌های آزمایشگاهی کمک می‌کنند.

our team developed a micromanufacturing workflow to improve yield in miniature sensor production.

تیم ما یک فرایند کاری ميكروتوليد توسعه داد تا بهبود بازده توليد حسگرهای کوچک را ایجاد کند.

micromanufacturing technology supports high precision machining for tiny components used in medical implants.

فناوری ميكروتوليد به ماشین‌کاری با دقت بالا برای اجزای کوچکی که در پیوندهای پزشکی استفاده می‌شوند، کمک می‌کند.

the company invested in micromanufacturing equipment to scale up production of microelectromechanical systems.

شرکت در تجهیزات ميكروتوليد سرمایه گذاری کرد تا توليد سیستم‌های میکروالکترومکانیکی را گسترش دهد.

by optimizing micromanufacturing parameters, we reduced defects and tightened dimensional tolerances.

با بهینه‌سازی پارامترهای ميكروتوليد، ما عیوب را کاهش دادیم و محدوده‌های ابعادی را تنگ‌تر کردیم.

micromanufacturing capabilities are critical for producing complex geometries at the microscale.

توانایی‌های ميكروتوليد برای تولید هندسه‌های پیچیده در مقیاس میکرو حیاتی است.

researchers are exploring micromanufacturing methods to fabricate wearable electronics with flexible circuits.

پژوهشگران روش‌های ميكروتوليد را برای ساخت الکترونیک‌های قابل نос، با مدارهای انعطاف‌پذیر مورد بررسی قرار می‌دهند.

a cleanroom environment is often required for micromanufacturing of sensitive optical components.

محیط اتاق تمیز معمولاً برای ميكروتوليد اجزای نوری حساس لازم است.

micromanufacturing techniques like laser ablation can create fine features without mechanical stress.

فناوری‌های ميكروتوليد مانند حذف لیزر می‌توانند ویژگی‌های ظریف را بدون استرس مکانیکی ایجاد کنند.

we used micromanufacturing tools to perform batch fabrication of micro-needles for transdermal delivery.

ما از ابزارهای ميكروتوليد برای تولید دسته‌ای از سوزن‌های میکرو برای تحویل پوستی استفاده کردیم.

micromanufacturing research focuses on process control, surface finish, and repeatability.

پژوهش‌های ميكروتوليد بر کنترل فرایند، پایان سطح و تکرارپذیری متمرکز است.

strong micromanufacturing capacity helps suppliers meet strict quality assurance standards in aerospace.

توانایی بالای ميكروتوليد به تامین کنندگان کمک می‌کند تا استانداردهای تضمین کیفیت سختگیرانه در فضایی را رعایت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید