midge

[ایالات متحده]/mɪdʒ/
[بریتانیا]/mɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حشره ریز مشابه پشه، که معمولاً در تابستان ظاهر می‌شود و اغلب به مردم نیش می‌زند.
Word Forms
جمعmidges

جملات نمونه

midges danced over the stream.

رقصنده‌های کوچک بر روی جریان آب بودند.

With scented tea of midge of inapproachable card report harmful to the baby?

با چای معطر از مگس کارت غیرقابل دسترس، گزارش آسیب به نوزاد؟

I got bitten by a midge while camping.

من در حین کمپینگ توسط یک نه‌جعه گاز گرفته شدم.

Midges can be a nuisance during outdoor activities.

نه‌جه‌ها می‌توانند در فعالیت‌های فضای باز آزاردهنده باشند.

Using insect repellent can help keep midges away.

استفاده از دافع حشرات می‌تواند به دور نگه داشتن نه‌جه‌ها کمک کند.

A swarm of midges descended upon the picnic.

یک کلونی از نه‌جه‌ها بر روی پیک‌نیک فرود آمد.

Midges are commonly found near bodies of water.

نه‌جه‌ها معمولاً در نزدیکی منابع آب یافت می‌شوند.

It's important to protect yourself from midge bites.

محافظت از خود در برابر گاز گرفتگی نه‌جه‌ها مهم است.

Midges are known for their irritating bites.

نه‌جه‌ها به دلیل گازهای آزاردهنده‌شان شناخته شده‌اند.

The midge population tends to increase in humid conditions.

جمعیت نه‌جه‌ها معمولاً در شرایط مرطوب افزایش می‌یابد.

Wearing long sleeves can help prevent midge bites.

پوشیدن آستین‌های بلند می‌تواند به جلوگیری از گاز گرفتگی نه‌جه‌ها کمک کند.

Some people are more sensitive to midge bites than others.

برخی از افراد بیشتر از دیگران نسبت به گازهای نه‌جعه حساس هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید