milia

[ایالات متحده]/ˈmɪliə/
[بریتانیا]/ˈmɪliə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کیست یا برآمدگی کوچک سفید روی پوست، که اغلب در صورت یافت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

milia removal

خارج کردن میλία

milia treatment

درمان میλία

milia causes

علت میλία

milia appearance

ظاهر میλία

milia extraction

استخراج میλία

milia diagnosis

تشخیص میλία

milia prevention

جلوگیری از میλία

milia symptoms

علائم میλία

milia types

انواع میλία

milia home remedies

درمان‌های خانگی میλία

جملات نمونه

she developed milia around her eyes.

او بثورات میلیا در اطراف چشمان خود ایجاد کرد.

milia can appear on anyone's skin.

میلیا می‌تواند روی پوست هر کسی ظاهر شود.

doctors often treat milia with gentle exfoliation.

پزشکان اغلب میلیا را با لایه‌برداری ملایم درمان می‌کنند.

using the right skincare products can help prevent milia.

استفاده از محصولات مراقبت از پوست مناسب می‌تواند به پیشگیری از میلیا کمک کند.

she was embarrassed by the milia on her cheeks.

او از وجود میلیا روی گونه‌هایش خجالت می‌کشید.

many people confuse milia with acne.

بسیاری از مردم میلیا را با آکنه اشتباه می‌گیرند.

it is important to avoid picking at milia.

اجتناب از دست زدن و فشردن میلیا مهم است.

some people seek professional help to remove milia.

برخی افراد برای از بین بردن میلیا به کمک حرفه‌ای نیاز پیدا می‌کنند.

regular facials can reduce the occurrence of milia.

ماسک صورت منظم می‌تواند از بروز میلیا بکاهد.

she learned that milia are harmless and common.

او متوجه شد که میلیا بی‌خطر و رایج هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید