milliliters

[ایالات متحده]/ˌmɪl.ɪˈliː.təz/
[بریتانیا]/ˌmɪl.ɪˈliː.tɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد حجم معادل یک هزارم لیتر

عبارات و ترکیب‌ها

50 milliliters

50 میلی‌لیتر

100 milliliters

100 میلی‌لیتر

200 milliliters

200 میلی‌لیتر

250 milliliters

250 میلی‌لیتر

300 milliliters

300 میلی‌لیتر

500 milliliters

500 میلی‌لیتر

1 milliliter

1 میلی‌لیتر

measured in milliliters

اندازه‌گیری شده به میلی‌لیتر

milliliters per dose

میلی‌لیتر در هر دوز

milliliters of water

میلی‌لیتر آب

جملات نمونه

the recipe calls for 200 milliliters of water.

دستورالعمل نیاز به 200 میلی‌لیتر آب دارد.

she measured 50 milliliters of oil for the salad dressing.

او 50 میلی‌لیتر روغن برای تهیه سس سالاد اندازه گیری کرد.

we need to add 100 milliliters of milk to the mixture.

ما باید 100 میلی‌لیتر شیر به مخلوط اضافه کنیم.

the bottle contains 250 milliliters of juice.

بطری حاوی 250 میلی‌لیتر آبمیوه است.

you should drink at least 500 milliliters of water daily.

شما باید حداقل 500 میلی‌لیتر آب در روز بنوشید.

the lab requires 10 milliliters of the solution for testing.

آزمایشگاه به 10 میلی‌لیتر از محلول برای آزمایش نیاز دارد.

he poured 150 milliliters of soda into the glass.

او 150 میلی‌لیتر نوشابه در لیوان ریخت.

each serving is about 250 milliliters of soup.

هر وعده حدود 250 میلی‌لیتر سوپ است.

they sell 1 liter bottles, which is equivalent to 1000 milliliters.

آنها بطری‌های 1 لیتری می‌فروشند که معادل 1000 میلی‌لیتر است.

for the experiment, i need 5 milliliters of each chemical.

برای آزمایش، به 5 میلی‌لیتر از هر ماده شیمیایی نیاز دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید