millimetres

[ایالات متحده]/ˈmɪlɪˌmiːtəz/
[بریتانیا]/ˈmɪlɪˌmiːtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع میلی‌متر، واحدی از طول برابر با یک هزارم متر

عبارات و ترکیب‌ها

two millimetres

دو میلی‌متر

five millimetres

پنج میلی‌متر

ten millimetres

ده میلی‌متر

thirty millimetres

سی میلی‌متر

one millimetre

یک میلی‌متر

forty millimetres

چهل میلی‌متر

fifty millimetres

پنجاه میلی‌متر

seventy millimetres

هفتاد میلی‌متر

eighty millimetres

هشتاد میلی‌متر

ninety millimetres

نود میلی‌متر

جملات نمونه

the object measures 20 millimetres in diameter.

شیء دارای قطر 20 میلی‌متر است.

you need to cut the paper into strips of 5 millimetres.

شما باید کاغذ را به نوار‌هایی به عرض 5 میلی‌متر برش دهید.

the thickness of the material is only 2 millimetres.

ضخامت ماده تنها 2 میلی‌متر است.

the distance between the two points is measured in millimetres.

فاصله بین دو نقطه به میلی‌متر اندازه‌گیری می‌شود.

adjust the settings to increase the precision to millimetres.

تنظیمات را برای افزایش دقت به میلی‌متر تنظیم کنید.

the gap should be no more than 3 millimetres.

شکاف نباید بیشتر از 3 میلی‌متر باشد.

we need to measure the height in millimetres for accuracy.

ما باید ارتفاع را به میلی‌متر برای دقت اندازه بگیریم.

the ruler has markings every millimetre.

خط‌کش دارای نشانگرهایی در هر میلی‌متر است.

he adjusted the screw by a few millimetres.

او پیچ را چند میلی‌متر تنظیم کرد.

the specifications require a tolerance of 1 millimetre.

مشخصات نیاز به تلورانس 1 میلی‌متر دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید