| شکل سوم شخص مفرد | mimeographs |
| جمع | mimeographs |
| صفت یا فعل حال استمراری | mimeographing |
| زمان گذشته | mimeographed |
| قسمت سوم فعل | mimeographed |
mimeograph machine
ماشین نمادنگاری
mimeograph paper
کاغذ نمادنگاری
mimeograph print
چاپ نمادنگاری
mimeograph copy
نسخه نمادنگاری
mimeograph process
فرآیند نمادنگاری
mimeograph sheets
برگه های نمادنگاری
mimeograph ink
جوهر نمادنگاری
mimeograph technique
تکنیک نمادنگاری
mimeograph edition
نسخه نمادنگاری
mimeograph form
فرم نمادنگاری
the teacher used a mimeograph to make copies of the exam.
معلم از دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) برای تهیه کپی از امتحان استفاده کرد.
in the past, we relied on a mimeograph for newsletters.
در گذشته، ما برای خبرنامه به دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) متکی بودیم.
he found an old mimeograph in the storage room.
او یک دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) قدیمی را در اتاق انبار پیدا کرد.
the mimeograph was essential for distributing information.
دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) برای توزیع اطلاعات ضروری بود.
she learned how to operate the mimeograph in school.
او یاد گرفت که چگونه دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) را در مدرسه کار کند.
they used the mimeograph to print flyers for the event.
آنها از دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) برای چاپ پوستر برای رویداد استفاده کردند.
the mimeograph made it easy to share documents quickly.
دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) به اشتراک گذاری سریع اسناد را آسان کرد.
he reminisced about using a mimeograph in the 1980s.
او با حسرت به یاد استفاده از دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) در دهه 1980 افتاد.
many schools used mimeographs before digital printing.
بسیاری از مدارس قبل از چاپ دیجیتال از دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) استفاده میکردند.
the mimeograph was a popular tool for teachers.
دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) ابزار محبوبی برای معلمان بود.
mimeograph machine
ماشین نمادنگاری
mimeograph paper
کاغذ نمادنگاری
mimeograph print
چاپ نمادنگاری
mimeograph copy
نسخه نمادنگاری
mimeograph process
فرآیند نمادنگاری
mimeograph sheets
برگه های نمادنگاری
mimeograph ink
جوهر نمادنگاری
mimeograph technique
تکنیک نمادنگاری
mimeograph edition
نسخه نمادنگاری
mimeograph form
فرم نمادنگاری
the teacher used a mimeograph to make copies of the exam.
معلم از دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) برای تهیه کپی از امتحان استفاده کرد.
in the past, we relied on a mimeograph for newsletters.
در گذشته، ما برای خبرنامه به دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) متکی بودیم.
he found an old mimeograph in the storage room.
او یک دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) قدیمی را در اتاق انبار پیدا کرد.
the mimeograph was essential for distributing information.
دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) برای توزیع اطلاعات ضروری بود.
she learned how to operate the mimeograph in school.
او یاد گرفت که چگونه دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) را در مدرسه کار کند.
they used the mimeograph to print flyers for the event.
آنها از دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) برای چاپ پوستر برای رویداد استفاده کردند.
the mimeograph made it easy to share documents quickly.
دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) به اشتراک گذاری سریع اسناد را آسان کرد.
he reminisced about using a mimeograph in the 1980s.
او با حسرت به یاد استفاده از دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) در دهه 1980 افتاد.
many schools used mimeographs before digital printing.
بسیاری از مدارس قبل از چاپ دیجیتال از دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) استفاده میکردند.
the mimeograph was a popular tool for teachers.
دستگاه کپیبرداری دستی (مایمگراف) ابزار محبوبی برای معلمان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید