mince

[ایالات متحده]/mɪns/
[بریتانیا]/mɪns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به قطعات کوچک خرد کردن; آسیاب کردن; استفاده از چرخ گوشت برای آسیاب کردن غذا
vi. به طرز ظریف راه رفتن
n. گوشت چرخ کرده، گوشتی که به قطعات کوچک خرد شده است
Word Forms
جمعminces
شکل سوم شخص مفردminces
صفت یا فعل حال استمراریmincing
قسمت سوم فعلminced
زمان گذشتهminced

عبارات و ترکیب‌ها

mince meat

گوشت چرخ کرده

mince garlic

سیر رنده شده

mince onion

پیاز رنده شده

mince pie

پای گوشت

جملات نمونه

A woman minced up to them.

یک زن با قدم‌های کوتاه به سمت آن‌ها آمد.

Would you like me to mince the meat for you?

آیا می‌خواهید گوشت را چرخ کنم؟

She minced over to him.

او با قدم‌های کوتاه به سمت او رفت.

Don't mince words: say what you mean.

بی‌پرده بگو: آن‌چه در نظر داری بگو.

I won’t mince matters: I think it’s a stupid idea.

من موضوع را طولانی نمی‌کنم: فکر می‌کنم این یک ایده احمقانه است.

Sir John, never a man to mince his words, said in a TV interview that the government had lied.

سر جان، هرگز مردی نبود که حرف‌هایش را کم‌رنگ کند، در یک مصاحبه تلویزیونی گفت که دولت دروغ گفته است.

The conversation book Asia director not minces matter the excited mood.

مدیر کتاب آسیا در گفتگو موضوع را کم‌رنگ نمی‌کند، حال و هوای هیجان‌انگیز.

She never minces her words and always tells others what she thinks of them.

او هرگز حرف‌هایش را کم‌رنگ نمی‌کند و همیشه به دیگران می‌گوید چه فکری درباره آن‌ها دارد.

Above results showed that minced Cr-containing fish meat has no mutagenic effect and is save for feeding genetic-toxicologically.

نتایج نشان داد که گوشت ماهی چرخ‌کرده حاوی Cr هیچ اثر جهش‌زا ندارد و از نظر ژنتیک-سمی‌شناسی ایمن است.

Not to mince matters, I don't approve of my daughter going out with you because you are a married man.

بی‌پرده بگویم، با رفتن دخترم با شما موافق نیستم، چون شما مردی متأهل هستید.

And the food bars were offering a seasonal mince pie and coffee combo, which (correct me if I'm wrong) has never before happened in the history of half-time snackery at Stamford Bridge.

و غرفه های غذا در حال ارائه یک کیک گوشت و قهوه فصلی ترکیبی بودند که (اگر اشتباه می کنم درست کنید) تا به حال در تاریخ میان‌وعده در استمفورد بریج اتفاق نیفتاده است.

Put the minced lemon grass hearts, chilies, galangal/ginger, shrimp paste, shallots, garlic, and oil in a blender and liquify it into a speckled mush.

قلب‌های چمن لیمو، فلفل چیلی، گالنگال/زنجبیل، خمیر میگو، پیازچه، سیر و روغن را در مخلوط کن بریزید و آن را به یک خمیر لکه دار تبدیل کنید.

Ingredients:10pc Vietnamese rice paper, 10pcs Shrimp, 50g Jicama, 50g Vermicelli, 5g Dried Wood-ear fungus, some Minced Garlic, optional amount of Sweet Basil and Coriander.

مواد لازم: 10 عدد کاغذ برنج ویتنامی، 10 عدد میگوی، 50 گرم جicama، 50 گرم ورمیچیلی، 5 گرم قارچ گوش‌خاره خشک شده، مقداری سیر خرد شده، مقدار دلخواه ریحان شیرین و گشنیز.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید