mind-reading

[ایالات متحده]/[ˈmaɪnd ˈriːdɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈmaɪnd ˈriːdɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی ادعا شده برای دانستن چیزی که شخص دیگر فکر می‌کند بدون هرگونه ارتباط خارجی؛ روش سعی در حدس اینکه چه چیزی را شخص فکر می‌کند.
v. تلاش برای کشف چیزی که شخصی فکر می‌کند بدون هرگونه ارتباط خارجی.

عبارات و ترکیب‌ها

mind-reading ability

توانایی خواندن افکار

avoid mind-reading

از خواندن افکار پرهیز کن

mind-reading games

بازی‌های خواندن افکار

detecting mind-reading

تشخیص خواندن افکار

mind-reading skills

مهارت‌های خواندن افکار

stopped mind-reading

خواندن افکار متوقف شد

mind-reading test

آزمون خواندن افکار

doing mind-reading

خواندن افکار انجام می‌دهد

false mind-reading

خواندن افکار نادرست

accused of mind-reading

متهم به خواندن افکار شد

جملات نمونه

don't accuse me of mind-reading; i have no idea what you're thinking.

من را متهم به خواندن فکر نکنید؛ من نمی‌دانم چه فکر می‌کنید.

the therapist warned against trying to mind-read their clients.

درمانگر از سعی در خواندن فکر مراجعان خود خودداری کرد.

it's frustrating when people assume you're mind-reading when you disagree.

وقتی مردم فرض می‌کنند شما فکر خوانی می‌کنید وقتی با آنها موافقت نمی‌کنید، خسته‌کننده است.

i'm not a mind-reading machine; please just tell me what you want.

من یک ماشین خواندن فکر نیستم؛ لطفاً فقط به من بگوید چه چیزی می‌خواهید.

she denied any ability to mind-read, insisting it was just a lucky guess.

او هرگز توانایی خواندن فکر را منکر شد، با اصرار بر اینکه فقط یک حدس خوش‌شانس بود.

stop mind-reading me and let me finish my thought!

از خواندن فکر من دست بردار و به من اجازه بده تا فکر من را تمام کنم!

the children accused their mother of mind-reading when she knew their secret.

وقتی مادر آنها راز کودکان را می‌دانست، آنها را متهم به خواندن فکر کردند.

he jokingly accused her of mind-reading when she anticipated his needs.

وقتی او نیازهای او را پیش‌بینی کرد، او به طرز خنده‌داری او را متهم به خواندن فکر کرد.

the idea of someone mind-reading you is both fascinating and unsettling.

ایده‌ای که کسی فکر شما را می‌خواند هم جذاب و هم نامطمئن است.

i'm not trying to mind-read; i'm just observing your body language.

من سعی در خواندن فکر نمی‌کنم؛ من فقط زبان بدن شما را مشاهده می‌کنم.

it's important not to fall into the trap of mind-reading others.

مهم است که در گُلِ فکر خواندن دیگران گیر نکنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید