minelaying

[ایالات متحده]/ˈmaɪnˌleɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmaɪnˌleɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vbl. عمل یا فرایند گذاشتن منگنه‌های منفجره، به ویژه در عملیات نظامی.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the navy suspended all minelaying operations during the peace negotiations.

در مذاکرات صلح، نیروی دریایی تمامی عملیات گذاشتن مین را متوقف کرد.

modern minelaying vessels are capable of deploying hundreds of mines in a single mission.

کشتی‌های گذاشتن مین مدرن قادرند در یک مأموریت صدها مین را پراکنند.

submarine minelaying requires precise navigation to avoid detection by enemy sonar.

گذاشتن مین در زیردریا نیازمند ناوبری دقیق برای جلوگیری از تشخیص توسط سونار دشمن است.

historical records show extensive minelaying activity in the north sea during both world wars.

تاریخچه‌ها نشان می‌دهند که در هر دو جنگ جهانی فعالیت‌های گسترده‌ای در دریای شمال در زمینه گذاشتن مین انجام شده است.

the treaty explicitly forbids minelaying in international waters without prior notification.

این معاهده به طور صریح گذاشتن مین در آبهای بین‌الملل بدون اطلاع قبلی را ممنوع می‌کند.

effective minelaying strategies focus on blocking enemy shipping lanes and choke points.

استراتژی‌های مؤثر گذاشتن مین بر روی مسدود کردن مسیرهای حمل و نقل دشمن و نقاط گریزه‌گاهی متمرکز است.

remote minelaying systems allow forces to deploy payloads from a safe distance.

سیستم‌های گذاشتن مین از راه دور به نیروها امکان می‌دهد تا بارهای خود را از فاصله ایمن پراکنند.

the captain ordered immediate minelaying to secure the perimeter of the harbor.

کپیتان فورا دستور گذاشتن مین را صادر کرد تا محیط بندر را امن کند.

strategic minelaying can significantly disrupt an adversary's logistical supply chains.

گذاشتن مین از نظر استراتژیک می‌تواند زنجیره‌های تأمین لجستیک دشمن را به طور قابل توجهی مختل کند.

coastal defense relies heavily on minelaying to deter amphibious invasion forces.

دفاع ساحلی به طور چشمگیری از گذاشتن مین برای جلوگیری از نیروهای تهاجمی ناوگانی استفاده می‌کند.

aircraft equipped for minelaying can rapidly seed a large area with naval mines.

هواپیماهایی که برای گذاشتن مین تجهیز شده‌اند می‌توانند به سرعت یک منطقه گسترده را با مین‌های دریایی پر کنند.

after the conflict ended, the government funded a massive program to reverse the minelaying efforts.

پس از پایان درگیری، دولت یک برنامه گسترده را تأمین مالی کرد تا تلاش‌های گذاشتن مین را معکوس کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید