minimally

[ایالات متحده]/'mɪnɪmli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به کمترین درجه یا حد

جملات نمونه

A minimally invasive reflective array, tool navigator, and a registered burr were used for localization and deroofing of the lesion, followed by curettage and highspeed burring of the cavity.

یک آرایه بازتابنده تهاجمی کم، ناوبری ابزار و یک بور ثبت شده برای مکان یابی و برداشتن سقف ضایعه استفاده شد، و سپس روشی برای خراش دادن و بور کردن حفره با سرعت بالا انجام شد.

نمونه‌های واقعی

When we get our bread at the bakery, it is most minimally processed bread.

وقتی نان را از نانوایی می‌گیریم، بیشتر نانی است که حداقل فرآوری شده است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

And probiotic products, such as yogurt, are minimally effective.

و محصولات پروبیوتیک، مانند ماست، به حداقل مؤثر هستند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation November 2013

Well, he's not p. v. s. He's minimally conscious.

خب، او p. v. s نیست. او به حداقل آگاه است.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Others at UGA specialize in total artificial-hip replacements or minimally invasive laparoscopic surgery.

سایر افراد در UGA در جایگزینی کامل مفصل ران یا جراحی لاپاروسکوپی کم تهاجمی تخصص دارند.

منبع: The Atlantic Monthly (Article Edition)

Then, they decided which solvents could dissolve the overpainting while minimally affecting the original.

سپس آنها تصمیم گرفتند کدام حلال‌ها می‌توانند رنگ روی آن را حل کنند در حالی که حداقل بر روی اصل تأثیر می‌گذارند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

So I'm gonna do the surgery with a small scope, and it'll be minimally invasive.

پس من جراحی را با یک اسکوپ کوچک انجام خواهم داد و به حداقل تهاجمی خواهد بود.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Experts say Africa contributes minimally to climate change but is bearing the brunt of its consequences.

متخصصان می‌گویند آفریقا به حداقل در تغییرات آب و هوایی کمک می‌کند، اما بار سنگین عواقب آن را متحمل می‌شود.

منبع: VOA Standard English_Africa

We're doing in a way which is minimally disruptive to the economy while currently focused on Illinois.

ما این کار را به گونه‌ای انجام می‌دهیم که به حداقل اختلال در اقتصاد ایجاد کند در حالی که در حال حاضر بر ایلی‌نوی متمرکز هستیم.

منبع: VOA Standard English_Americas

With the development of clinical technology, minimally invasive surgery has been widely adopted in early-stage lung cancer surgery.

با پیشرفت فناوری بالینی، جراحی کم تهاجمی به طور گسترده در جراحی سرطان ریه در مراحل اولیه پذیرفته شده است.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

A pizza made from scratch contains minimally processed food (wheat turned into flour, tomatoes into sauce, milk into cheese).

یک پیتزای خانگی حاوی غذای حداقل فرآوری شده است (گندم به آرد، گوجه فرنگی به سس، شیر به پنیر).

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید