mink

[ایالات متحده]/mɪŋk/
[بریتانیا]/mɪŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پستانداری کوچک و گوشتخوار با پوست با ارزش
adj. لوکس; ثروتمند
Word Forms
جمعminks

عبارات و ترکیب‌ها

mink coat

کت شنل

mink farm

مزرعه می Mank

mink stole

شنل می Mank

mink fur

پوست می Mank

جملات نمونه

real mink; real humility.

زمين واقعي؛ تواضع واقعي.

he has been studying mink for many years.

او سال‌هاست که سمور را مطالعه می‌کند.

picked up a mink coat on sale.

یک کت سمور با تخفیف خرید.

as he watched, a mink pounced on the vole.

همانطور که او تماشا می‌کرد، یک سمور به جونگ چرنده افتاد.

the mink is still commonly seen scavenging the beaches of California.

نماد در حال حاضر معمولاً در حال جمع آوری زباله از سواحل کالیفرنیا دیده می شود.

I never saw such a gorgeous mink coat in all my life.

من هرگز چنین کت خزنی زیبا در تمام عمرم ندیده بودم.

The mink knitted pullover, the cut in fur patterns coat, very close to the body cocktail dresses in black velvet, marabou boleros and a magnificent top in chestnut glacé stitch with pleated patterns.

ژاکت پشمی خرگوش با بافت، کت با برش‌های الگوهای خز، بسیار نزدیک به تن، لباس‌های شبانه‌گاهی از مخمل مشکی، بولروهای مارابو و یک بلوز باشکوه با گلدوزی‌های چین‌دار.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید