misanthropies

[ایالات متحده]/ˌmɪsənˈθrɒpiz/
[بریتانیا]/ˌmɪsənˈθrɑːpiz/

ترجمه

n. نفرت یا بی‌اعتمادی به بشریت

عبارات و ترکیب‌ها

social misanthropies

بدخواهانی اجتماعی

misanthropies revealed

افشای بدخواهی‌ها

misanthropies expressed

ابراز بدخواهی‌ها

misanthropies abound

بدخواهی‌ها فراوان است

misanthropies thrive

بدخواهی‌ها رونق می‌گیرد

misanthropies discussed

بحث درباره بدخواهی‌ها

misanthropies observed

مشاهده بدخواهی‌ها

misanthropies analyzed

تجزیه و تحلیل بدخواهی‌ها

misanthropies challenged

چالش با بدخواهی‌ها

misanthropies defined

تعریف بدخواهی‌ها

جملات نمونه

his misanthropies often led him to isolate himself from society.

غُرّه‌هايش اغلب او را به كناره‌گيري از جامعه سوق مي‌داد.

she expressed her misanthropies through her art.

او غُرّه‌هايش را از طريق هنر خود بيان مي‌كرد.

his misanthropies were evident in his cynical remarks.

غُرّه‌هايش در اظهارات بي‌اعتنايانه‌اش كاملاً آشكار بود.

they discussed the philosopher's views on misanthropies.

آنها نظرات فيلسوف در مورد غُرّه‌ها را مورد بحث قرار دادند.

her misanthropies made it difficult for her to trust others.

غُرّه‌هايش باعث مي‌شد كه اعتماد كردن به ديگران براي او دشوار باشد.

he wrote a book exploring the roots of misanthropies.

او كتابي در مورد ريشه‌هاي غُرّه‌ها نوشت.

in times of crisis, misanthropies can lead to social withdrawal.

در زمان بحران، غُرّه‌ها مي‌تواند منجر به كناره‌گيري از جامعه شود.

her misanthropies were a reaction to her past experiences.

غُرّه‌هايش واكنشي به تجربیات گذشته او بود.

he often masked his misanthropies with humor.

او اغلب غُرّه‌هايش را با طنز پنهان مي‌كرد.

understanding misanthropies can help in addressing social issues.

درك غُرّه‌ها مي‌تواند در رفع مسائل اجتماعي كمك كند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید