miscellany

[ایالات متحده]/mɪˈseləni/
[بریتانیا]/ˈmɪsəleɪni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخلوط، یک ترکیب نامنظم
Word Forms

جملات نمونه

to the east was a miscellany of houses.

در شرق، مجموعه‌ای از خانه‌ها وجود داشت.

The show was a miscellany of song and dance.

نمایشی تصادفی از آواز و رقص.

a miscellany of books on various topics

مجموعه‌ای تصادفی از کتاب‌ها در موضوعات مختلف.

a miscellany of snacks for the party

مجموعه‌ای تصادفی از میان‌وعده‌ها برای مهمانی.

a miscellany of souvenirs from around the world

مجموعه‌ای تصادفی از سوغاتی‌ها از سراسر جهان.

a miscellany of songs from different genres

مجموعه‌ای تصادفی از آهنگ‌ها از ژانرهای مختلف.

a miscellany of art supplies for the workshop

مجموعه‌ای تصادفی از لوازم هنری برای کارگاه.

a miscellany of spices for cooking

مجموعه‌ای تصادفی از ادویه‌جات برای آشپزی.

a miscellany of photos from past vacations

مجموعه‌ای تصادفی از عکس‌های تعطیلات گذشته.

a miscellany of tools in the garage

مجموعه‌ای تصادفی از ابزارها در گاراژ.

a miscellany of facts about different cultures

مجموعه‌ای تصادفی از حقایق در مورد فرهنگ‌های مختلف.

a miscellany of clothing styles in the fashion show

مجموعه‌ای تصادفی از سبک‌های لباس در نمایش مد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید