misspeak

[ایالات متحده]/mɪsˈspiːk/
[بریتانیا]/mɪsˈpik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور نادرست یا غیر عمدی صحبت کردن
vt. چیزی را به طور نادرست گفتن
vi. در صحبت کردن اشتباه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

misspeak often

اغراق در بیان اغلب

misspeak accidentally

اغراق در بیان به طور تصادفی

misspeak publicly

اغراق در بیان به صورت علنی

misspeak during

اغراق در بیان در طول

misspeak frequently

اغراق در بیان به طور مکرر

misspeak again

اغراق در بیان دوباره

misspeak lightly

اغراق در بیان به آرامی

misspeak clearly

اغراق در بیان به وضوح

misspeak unintentionally

اغراق در بیان به طور ناخواسته

misspeak sometimes

اغراق در بیان گاهی اوقات

جملات نمونه

it's easy to misspeak when you're nervous.

وقتی عصبی هستید، ممکن است به راحتی اشتباه زبان بگویید.

she didn't mean to misspeak during the presentation.

او نمی‌خواست در طول ارائه اشتباه زبان بگوید.

he tends to misspeak when he gets excited.

وقتی هیجان‌زده می‌شود، معمولاً اشتباه زبان می‌گوید.

it's important to clarify if you misspeak.

اگر اشتباه زبان گفتید، مهم است که آن را روشن کنید.

politicians often misspeak during debates.

سیاستمداران اغلب در طول مناظره‌ها اشتباه زبان می‌گویند.

she apologized for her misspeak in the interview.

او برای اشتباه زبانش در مصاحبه عذرخواهی کرد.

he was quick to correct his misspeak.

او به سرعت اشتباه زبانش را تصحیح کرد.

it's common to misspeak in a second language.

در یک زبان دوم، اشتباه زبان گفتن معمول است.

try not to misspeak when giving important information.

هنگام ارائه اطلاعات مهم، سعی کنید اشتباه زبان نگویید.

she laughed off her misspeak, saying everyone makes mistakes.

او با خنده اشتباه زبانش را نادیده گرفت و گفت همه اشتباه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید