mitts

[ایالات متحده]/mɪts/
[بریتانیا]/mɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستکش‌های بدون انگشت یا میتین؛ دستکش‌های بیسبال؛ دستکش‌های بوکس

عبارات و ترکیب‌ها

boxing mitts

دستکش بوکس

winter mitts

دستکش زمستانی

mitts on

پوشیدن دستکش

mitts off

درآوردن دستکش

padded mitts

دستکش پددار

oven mitts

دستکش فر

mitts ready

آماده‌سازی دستکش

mitts up

بالا بردن دستکش

soft mitts

دستکش نرم

fuzzy mitts

دستکش پشمی

جملات نمونه

she wore her mitts to keep her hands warm.

او دستکش‌هایش را پوشید تا دست‌هایش گرم بماند.

the mitts were too big for him.

دستکش‌ها برای او خیلی بزرگ بودند.

he lost one of his favorite mitts during the game.

او یکی از دستکش‌های مورد علاقه‌اش را در حین بازی گم کرد.

make sure to put on your mitts before going outside.

مطمئن شوید قبل از بیرون رفتن دستکش‌هایتان را بپوشید.

she knitted a pair of colorful mitts for her friend.

او یک جفت دستکش رنگارنگ برای دوستش بافت.

the mitts are perfect for winter sports.

این دستکش‌ها برای ورزش‌های زمستانی عالی هستند.

he wore mitts to protect his hands while cooking.

او دستکش پوشید تا در حین آشپزی از دست‌هایش محافظت کند.

she prefers mitts over gloves for better dexterity.

او ترجیح می‌دهد به جای دستکش، دستکش بپوشد تا چابکی بهتری داشته باشد.

the mitts kept her hands warm during the hike.

دستکش‌ها در طول پیاده‌روی دست‌هایش را گرم نگه داشتند.

he bought a new pair of mitts for the upcoming winter.

او یک جفت دستکش جدید برای زمستان آینده خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید