modernism

[ایالات متحده]/'mɒd(ə)nɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'mɑdɚnɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدرنیسم (یک جنبش در هنر و ادبیات در دوره 1940 تا 1960)
Word Forms

جملات نمونه

Modernism was the characteristic expression of the experience of modernity.

مدرنیسم بیان مشخص تجربه مدرنیته بود.

There is no naïve unveiling of radiant modernism or a salvific future.

هیچ‌گونه آشکارسازی ساده‌انگارانه از مدرنیسم درخشان یا آینده‌ای نجات‌بخش وجود ندارد.

The artist's work is often associated with modernism.

اثر هنرمند اغلب با مدرنیسم مرتبط است.

Modernism in literature rejected traditional forms and embraced experimentation.

مدرنیسم در ادبیات، فرم‌های سنتی را رد کرد و از تجربی‌گرایی استقبال کرد.

Many architects were influenced by the principles of modernism.

بسیاری از معماران تحت تأثیر اصول مدرنیسم قرار گرفتند.

Modernism challenged conventional norms and values.

مدرنیسم هنجارها و ارزش‌های متعارف را به چالش کشید.

Modernism sought to capture the essence of the modern world.

مدرنیسم به دنبال به تصویر کشیدن جوهر دنیای مدرن بود.

Modernism in design emphasized simplicity and functionality.

مدرنیسم در طراحی بر سادگی و کاربردی بودن تأکید داشت.

The artist's abstract paintings reflect the influence of modernism.

نقاشی‌های انتزاعی هنرمند تحت تأثیر مدرنیسم قرار دارند.

Modernism revolutionized the way people viewed art and culture.

مدرنیسم روشی که مردم به هنر و فرهنگ نگاه می‌کردند را متحول کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید