modishness

[ایالات متحده]/ˈməʊdɪʃnəs/
[بریتانیا]/ˈmoʊdɪʃnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن موضه، مدرن یا استایلی.
Word Forms

جملات نمونه

the sudden modishness of vintage clothing took the industry by surprise.

پرچم‌پردازی ناگهانی لباس‌های باقی‌مانده صنعت را به شگفتی دچار کرد.

critics debated the modishness of the author's literary style.

انتقادات درباره پرچم‌پردازی سبک ادبی نویسنده مبادی داد.

she preferred classic elegance over fleeting modishness.

او به جای پرچم‌پردازی موقت، زیبایی کلاسیک را ترجیح می‌داد.

the modishness of the new restaurant attracted a young crowd.

پرچم‌پردازی رستوران جدید جمعیت جوانی را جذب کرد.

we must look beyond the superficial modishness of current trends.

ما باید فراتر از پرچم‌پردازی ظاهری روندهای فعلی نگاه کنیم.

his writing style reflects the modishness of the twenties.

سبک نگارش او پرچم‌پردازی دهه دهه‌ها را منعکس می‌کند.

the architect was criticized for the excessive modishness of his design.

معمار به دلیل پرچم‌پردازی بیش از حد طراحی‌اش مورد انتقاد قرار گرفت.

the magazine is known for tracking the latest modishness in decor.

این مجله به دنبال پرچم‌پردازی جدید در دکوراسیون است.

there is a distinct modishness in the way he dresses.

روش پوشیدن او یک پرچم‌پردازی متمایز دارد.

the rapid modishness of technology makes devices obsolete quickly.

پرچم‌پردازی سریع فناوری به سرعت دستگاه‌ها را منسوخ می‌کند.

the boutique capitalizes on the modishness of minimalist living.

این فروشگاه از پرچم‌پردازی زندگی مینیمالیستی بهره می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید