molten

[ایالات متحده]/ˈməʊltən/
[بریتانیا]/ˈmoʊltən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ذوب شده; داغ درخشان; ریخته شده
v. مو ریختن; پوست انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

molten lava

گدازه مذاب

molten metal

فلز مذاب

molten rock

گدازه

molten glass

شیشه مذاب

molten steel

فولاد مذاب

molten iron

آهن مذاب

molten salt

نمک مذاب

molten pool

استخر مذاب

molten slag

اسلاگ مذاب

جملات نمونه

pliant molten glass.

شیشه مذاب انعطاف‌پذیر.

a molten political pamphlet

نشسته‌ی سیاسی مذاب

The volcano spewed molten lava.

آتشفشان گدازه‌های مذاب را فوران کرد.

great rivers of molten lava.

جریان‌های بزرگ گدازه‌های مذاب.

You're not leet enough for molten core.

شما به اندازه کافی حرفه ای برای هسته مذاب نیستید.

Molten metal ran out on to the flagstones.

فلز مذاب روی سنگ فرش ها جاری شد.

The volcano was spurting out rivers of molten lava.

آتشفشان در حال فوران جریان‌های مذاب بود.

teemed the molten ore into a huge mold.

گدازه مذاب را در یک قالب بزرگ ریخت.

a volcano that spewed molten lava; spewed invective at his opponent.

آتشفشانی که گدازه مذاب فوران کرد؛ طعنه به سمت حریفش پرتاب کرد.

Plasma transferred arc produces the induced electromagnetic field that makes liquid metal convect in molten pool in the surface metallurgical course.

جریان پلاسما منتقل شده، میدان الکترومغناطیسی القا شده را تولید می‌کند که باعث می‌شود فلز مذاب در حوضچه مذاب در طول فرآیند متالورژی سطحی همرفتی شود.

The behavior of halogen ions in alkaline-earth metal oxides+halogenide+molten slag of scales was investigated.

رفتار یون‌های هالوژن در اکسیدهای فلزات قلیایی خاکی + هالید + مذاب مقیاس‌ها مورد بررسی قرار گرفت.

The sample was molten and decomposed with sodium peroxide,leached and acidified with hot water and constant-volumed.

نمونه ذوب شده و با پر اکسید سدیم تجزیه شده، با آب داغ شسته و اسیدی شده و حجم ثابت شده است.

Pyrolysis and liquification of polypropylene(PP) were studied by using molten ZnCl2 as heat carrier.

پیرولیز و مایع شدن پلی پروپیلن (PP) با استفاده از ZnCl2 مذاب به عنوان حامل گرما مورد مطالعه قرار گرفت.

نمونه‌های واقعی

It is basically molten cheese and wine.

این اساساً پنیر و شراب مذاب است.

منبع: Gourmet Base

Others pour out rivers of molten rock.

دیگران رودخانه‌هایی از سنگ مذاب را بیرون می‌ریزند.

منبع: Earth's Pulse Season 2 (Original Soundtrack)

But they were once seas of molten lava.

اما زمانی دریاهای گدازه مذاب بودند.

منبع: Natural History Museum

This churning molten core generated a powerful magnetic field.

این هسته مذاب در حال چرخش یک میدان مغناطیسی قوی ایجاد کرد.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

Basically, any excuse for molten cheese, this is fondue.

به طور اساسی، بهانه‌ای برای پنیر مذاب، این فوندیو است.

منبع: Gourmet Base

However, molten lead and charred oak beams crashed through the roof, spreading embers and lead particles.

با این حال، سرب مذاب و تیرهای چوبی سوخته از سقف عبور کردند و خاکستر و ذرات سرب را پخش کردند.

منبع: The Economist (Summary)

The plume of molten rock and dust spreads out, and engulfs the planet.

ابر گدازه مذاب و گرد و غبار پخش می‌شود و سیاره را در بر می‌گیرد.

منبع: Earth's Complete Record

This is the second time in a month that molten lava has destroyed parts of nearby towns.

این دومین باری است که در یک ماه گذشته گدازه مذاب بخش‌هایی از شهرهای نزدیک را ویران کرده است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Earlier in the day, this molten march glowed brightly in the predawn light.

در اوایل روز، این حرکت مذاب در نور پیش‌سحر به شدت می‌درخشید.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

No matter their shape or size, all volcanoes emit gas and molten rock.

صرف نظر از شکل و اندازه آنها، همه آتشفشان‌ها گاز و سنگ مذاب منتشر می‌کنند.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید