momentous

[ایالات متحده]/məˈmentəs/
[بریتانیا]/moʊˈmentəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل توجه; جدی

عبارات و ترکیب‌ها

a momentous decision

تصمیم مهم

a momentous event

یک رویداد مهم

a momentous occasion

یک مناسبت مهم

جملات نمونه

a momentous occasion; a momentous decision.

یک فرصت مناسب؛ یک تصمیم مهم.

" That could is going to be a pretty momental momentous event.

" آن می تواند یک رویداد بسیار مهم باشد.

The momentous news was that war had begun.

خبر مهم این بود که جنگ آغاز شده است.

a period of momentous changes in East–West relations.

یک دوره تغییرات مهم در روابط شرق و غرب.

I am deeply honoured to be invited to this momentous occasion.

افتخار می کنم که به این مناسبت مهم دعوت شده ام.

Its compositional ichthyofauna differs from its consecuting fiver systems,and has momentous significance on succession of fishes and ichthyofauna dividatur in watershed of North China.

آبزی‌شناسی ساختاری آن با سیستم‌های پنجره‌ای متوالی متفاوت است و اهمیت بسزایی در جانمایی ماهی‌ها و آبزی‌شناسی در حوضه آبریز شمال چین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید