mommas

[ایالات متحده]/'mɒməz/
[بریتانیا]/'mɑːməz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم غیررسمی "مامان"; نوک پستان‌های پستانداران ماده؛ بقایای نوک پستان در پستانداران نر

عبارات و ترکیب‌ها

mommas boy

پسرم مادر

mommas love

عشق مادر

mommas kitchen

آشپزخانه مادر

mommas hug

آغوش مادر

mommas advice

توصیه مادر

mommas rules

قوانین مادر

mommas pride

افتخار مادر

mommas heart

قلب مادر

mommas smile

لبخند مادر

mommas touch

احساس مادر

جملات نمونه

mommas always know how to make things better.

مادرها همیشه می‌دانند چگونه اوضاع را بهتر کنند.

my mommas taught me the importance of kindness.

مادران من به من اهمیت مهربانی را آموزش دادند.

mommas love to share their wisdom with us.

مادران عاشق به اشتراک گذاشتن خرد خود با ما هستند.

every mommas' hug feels like home.

آغوش هر مادر مانند خانه احساس می‌شود.

mommas often sacrifice their own needs for their children.

مادران اغلب نیازهای خود را برای فرزندانشان قربانی می‌کنند.

mommas can be our biggest supporters.

مادران می‌توانند از بزرگترین حامیان ما باشند.

mommas have an incredible ability to multitask.

مادران توانایی فوق العاده ای در انجام چند کار به طور همزمان دارند.

mommas teach us valuable life lessons.

مادران درس‌های ارزشمند زندگی را به ما آموزش می‌دهند.

my mommas' cooking always brings back fond memories.

غذاهای مادران من همیشه خاطرات خوشی را زنده می‌کند.

mommas are often the backbone of the family.

مادران اغلب ستون خانواده هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید