monoplane

[ایالات متحده]/'mɒnəpleɪn/
[بریتانیا]/'mɑnəplen/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هواپیما با یک جفت بال واحد
Word Forms

جملات نمونه

The monoplane soared through the sky.

بالا رفتن هواپیما در آسمان.

The pilot skillfully maneuvered the monoplane.

خلبان به طرز ماهرانه ای هواپیما را کنترل کرد.

The monoplane's engine roared to life.

موتور هواپیما با غرش زنده شد.

The monoplane's wingspan was impressive.

طول بال هواپیما چشمگیر بود.

The monoplane landed smoothly on the runway.

هواپیما به آرامی در باند فرودگاه نشست.

The monoplane's design was sleek and modern.

طراحی هواپیما مدرن و زیبا بود.

The monoplane's propeller spun rapidly.

ملخ هواپیما به سرعت می چرخید.

The monoplane's cockpit was spacious.

کابین خلبان هواپیما جادار بود.

The monoplane's fuselage was painted bright red.

بدنه هواپیما به رنگ قرمز روشن رنگ شده بود.

The monoplane took off gracefully into the sky.

هواپیما به طور ظریف از زمین بلند شد و به آسمان رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید