monoscope

[ایالات متحده]/ˈmɒnəskəʊp/
[بریتانیا]/ˈmɑːnəˌskoʊp/

ترجمه

n. یک لوله تصویر منفرد که برای آزمایش تولید سیگنال تصویر استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

monoscope view

نمای مونوскоп

monoscope lens

لنز مونوскоп

monoscope display

صفحه نمایش مونوскоп

monoscope device

دستگاه مونوскоп

monoscope system

سیستم مونوскоп

monoscope technology

فناوری مونوскоп

monoscope application

کاربرد مونوскоп

monoscope imaging

تصویربرداری مونوскоп

monoscope analysis

تجزیه و تحلیل مونوскоп

monoscope method

روش مونوскоп

جملات نمونه

the artist used a monoscope to create a unique visual effect.

هنرمند از یک مونوسکوپ برای ایجاد جلوه‌ای بصری منحصر به فرد استفاده کرد.

in the lab, they tested the monoscope for clarity and precision.

در آزمایشگاه، آن‌ها مونوسکوپ را برای وضوح و دقت آزمایش کردند.

using a monoscope can enhance your viewing experience.

استفاده از یک مونوسکوپ می‌تواند تجربه تماشای شما را بهبود بخشد.

the monoscope is an essential tool for astronomers.

مونوسکوپ یک ابزار ضروری برای منجمان است.

he adjusted the monoscope to focus on the distant mountain.

او مونوسکوپ را تنظیم کرد تا روی کوه دور متمرکز شود.

monoscopes are often used in scientific research for detailed observations.

مونوسکوپ‌ها اغلب در تحقیقات علمی برای مشاهدات دقیق استفاده می‌شوند.

the teacher demonstrated how to use a monoscope in class.

معلم نحوه استفاده از مونوسکوپ را در کلاس نشان داد.

she bought a monoscope for her hiking trips.

او یک مونوسکوپ برای سفرهای پیاده‌روی خود خرید.

with a monoscope, you can see objects that are far away.

با یک مونوسکوپ، می‌توانید اشیایی را که دور هستند ببینید.

the monoscope provided a clear view of the wildlife.

مونوسکوپ نمای واضحی از حیات وحش ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید