monotheistic

[ایالات متحده]/ˌmɔnəuθi:'istik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایمان به یک خدا.

جملات نمونه

Monotheistic religions believe in the existence of only one God.

ادیان یکتاپرست معتقدند که تنها یک خدا وجود دارد.

Judaism, Christianity, and Islam are examples of monotheistic religions.

یهودیت، مسیحیت و اسلام نمونه‌هایی از ادیان یکتاپرست هستند.

Monotheistic faiths emphasize the importance of worshiping a single deity.

ایمان‌های یکتاپرستان بر اهمیت عبادت یک خدا تأکید دارند.

The concept of monotheistic worship contrasts with polytheistic beliefs.

مفهوم عبادت یکتاپرستی با باورهای چندخدایی تفاوت دارد.

Monotheistic traditions often have strict guidelines for moral conduct.

رسوم یکتاپرستان اغلب دستورالعمل‌های سختگیرانه‌ای برای رفتار اخلاقی دارند.

Monotheistic societies may have a dominant religious institution.

جامعه‌های یکتاپرست ممکن است یک نهاد مذهبی غالب داشته باشند.

Monotheistic doctrines teach followers to have unwavering faith in one God.

عقاید یکتاپرستان به پیروان خود می‌آموزند که ایمان سست‌نباز به یک خدا داشته باشند.

Monotheistic beliefs shape the cultural practices of many civilizations.

باورهای یکتاپرستی، شیوه‌های فرهنگی بسیاری از تمدن‌ها را شکل می‌دهند.

The monotheistic concept of God as a creator is central to these religions.

مفهوم یکتاپرستی از خدا به عنوان خالق، برای این ادیان مرکزی است.

Monotheistic followers often engage in prayer as a form of worship.

پیروان یکتاپرستان اغلب در نماز به عنوان یک شکل از عبادت شرکت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید