moonbeam

[ایالات متحده]/'muːnbiːm/
[بریتانیا]/'mʊn'bim/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نور ماه، تابش ملایم.
Word Forms
جمعmoonbeams

جملات نمونه

The moonbeam illuminated the path through the forest.

نور مهتاب مسیر جنگل را روشن کرد.

She danced in the moonbeam, feeling the magic of the night.

او در نور مهتاب می‌رقصید و حال و هوای شب را احساس می‌کرد.

The lovers sat on the beach, basking in the soft moonbeam.

عاشقان روی ساحل نشستند و از نور مهتاب ملایم لذت بردند.

The cat basked in the warm moonbeam streaming through the window.

گربه در نور مهتاب گرمی که از پنجره می‌تابید، آفتاب می‌گرفت.

The night was quiet, with only the sound of crickets and the gentle moonbeam.

شب آرام بود، فقط صدای جیرجیرک‌ها و نور مهتاب ملایم به گوش می‌رسید.

She wished upon a moonbeam for her dreams to come true.

او برای تحقق رویاهایش به نور مهتاب آرزو کرد.

The moonbeam reflected off the calm surface of the lake.

نور مهتاب بر سطح آرام دریاچه منعکس می‌شد.

As she lay in bed, the moonbeam cast a silver glow on her face.

وقتی که او روی تخت دراز کشیده بود، نور مهتاب بر چهره‌اش درخشید.

The children chased each other in the moonbeam, laughing and playing.

کودکان در نور مهتاب تعقیب یکدیگر می‌کردند، می‌خندیدند و بازی می‌کردند.

The old house looked eerie in the pale moonbeam.

خانه قدیمی در نور مهتاب کم‌رنگ، ترسناک به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید