moonlighting job
کار پاره وقت
moonlighting employees
کارمندان پاره وقت
moonlighting opportunities
فرصتهای کار پاره وقت
moonlighting gigs
کارهای پاره وقت
moonlighting risks
خطرات کار پاره وقت
moonlighting policy
سیاست کار پاره وقت
moonlighting side
جنبه پاره وقت
moonlighting income
درآمد پاره وقت
moonlighting skills
مهارتهای پاره وقت
moonlighting trend
روند کار پاره وقت
many people are moonlighting to make extra money.
بسیاری از افراد برای کسب درآمد اضافی به صورت پاره وقت کار میکنند.
she started moonlighting as a freelance writer.
او به عنوان یک نویسنده آزاد به صورت پاره وقت شروع به کار کرد.
moonlighting can lead to burnout if not managed well.
اگر به خوبی مدیریت نشود، کار کردن پاره وقت میتواند منجر به فرسودگی شود.
he was moonlighting while working full-time at his main job.
او در حالی که به صورت تمام وقت در شغل اصلی خود کار میکرد، به صورت پاره وقت کار میکرد.
many teachers are moonlighting during the summer break.
بسیاری از معلمان در تعطیلات تابستانی به صورت پاره وقت کار میکنند.
moonlighting can be a great way to explore new skills.
کار کردن پاره وقت میتواند راهی عالی برای کشف مهارتهای جدید باشد.
she was caught moonlighting by her employer.
او توسط کارفرمایش در حال کار پاره وقت دستگیر شد.
moonlighting may conflict with your primary job's policies.
کار کردن پاره وقت ممکن است با سیاستهای شغل اصلی شما در تضاد باشد.
he enjoys moonlighting as a musician on weekends.
او از اینکه آخر هفتهها به عنوان یک نوازنده پاره وقت کار میکند لذت میبرد.
many professionals are moonlighting to pursue their passions.
بسیاری از متخصصان برای دنبال کردن اشتراکات خود به صورت پاره وقت کار میکنند.
moonlighting job
کار پاره وقت
moonlighting employees
کارمندان پاره وقت
moonlighting opportunities
فرصتهای کار پاره وقت
moonlighting gigs
کارهای پاره وقت
moonlighting risks
خطرات کار پاره وقت
moonlighting policy
سیاست کار پاره وقت
moonlighting side
جنبه پاره وقت
moonlighting income
درآمد پاره وقت
moonlighting skills
مهارتهای پاره وقت
moonlighting trend
روند کار پاره وقت
many people are moonlighting to make extra money.
بسیاری از افراد برای کسب درآمد اضافی به صورت پاره وقت کار میکنند.
she started moonlighting as a freelance writer.
او به عنوان یک نویسنده آزاد به صورت پاره وقت شروع به کار کرد.
moonlighting can lead to burnout if not managed well.
اگر به خوبی مدیریت نشود، کار کردن پاره وقت میتواند منجر به فرسودگی شود.
he was moonlighting while working full-time at his main job.
او در حالی که به صورت تمام وقت در شغل اصلی خود کار میکرد، به صورت پاره وقت کار میکرد.
many teachers are moonlighting during the summer break.
بسیاری از معلمان در تعطیلات تابستانی به صورت پاره وقت کار میکنند.
moonlighting can be a great way to explore new skills.
کار کردن پاره وقت میتواند راهی عالی برای کشف مهارتهای جدید باشد.
she was caught moonlighting by her employer.
او توسط کارفرمایش در حال کار پاره وقت دستگیر شد.
moonlighting may conflict with your primary job's policies.
کار کردن پاره وقت ممکن است با سیاستهای شغل اصلی شما در تضاد باشد.
he enjoys moonlighting as a musician on weekends.
او از اینکه آخر هفتهها به عنوان یک نوازنده پاره وقت کار میکند لذت میبرد.
many professionals are moonlighting to pursue their passions.
بسیاری از متخصصان برای دنبال کردن اشتراکات خود به صورت پاره وقت کار میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید