motorable

[ایالات متحده]/ˈməʊtəreɪbəl/
[بریتانیا]/ˈmoʊtərəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (از یک جاده یا منطقه) مناسب برای حرکت وسایل نقلیه

عبارات و ترکیب‌ها

motorable road

جاده قابل رانندگی

motorable track

مسیر قابل رانندگی

motorable path

مسیر قابل رانندگی

motorable area

منطقه قابل رانندگی

motorable terrain

زمین قابل رانندگی

motorable bridge

پل قابل رانندگی

motorable surface

سطح قابل رانندگی

motorable conditions

شرایط قابل رانندگی

motorable route

مسیر قابل رانندگی

motorable highway

بزرگراه قابل رانندگی

جملات نمونه

the road is not motorable during the rainy season.

در طول فصل بارانی، جاده قابل عبور نیست.

we need to find a motorable route to the campsite.

ما باید یک مسیر قابل عبور به محل کمپ پیدا کنیم.

is this path motorable for our vehicle?

آیا این مسیر برای وسیله نقلیه ما قابل عبور است؟

motorable roads are essential for rural development.

جاده‌های قابل عبور برای توسعه روستایی ضروری هستند.

the map indicates which areas are motorable.

نقشه نشان می دهد کدام مناطق قابل عبور هستند.

after the storm, only a few roads remained motorable.

پس از طوفان، تنها چند جاده قابل عبور باقی ماندند.

motorable paths can significantly reduce travel time.

مسیرهای قابل عبور می توانند زمان سفر را به طور قابل توجهی کاهش دهند.

local authorities are working to make more roads motorable.

مقامات محلی در تلاشند تا جاده های بیشتری را قابل عبور کنند.

check if the trail is motorable before planning your trip.

قبل از برنامه ریزی سفر خود بررسی کنید که آیا مسیر قابل عبور است یا خیر.

only motorable vehicles are allowed on this road.

فقط وسایل نقلیه قابل عبور مجاز به تردد در این جاده هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید