mould

[ایالات متحده]/məʊld/
[بریتانیا]/mold/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف توخالی که برای شکل دادن به مواد مایع ذوب شده یا داغ استفاده می‌شود تا در حین خنک شدن و سخت شدن شکل بگیرد؛ شخصیت یا رفتار یک فرد؛ یک نوع قارچ که بر روی مواد آلی رشد می‌کند
v. ریختن مواد مایع به یک قالب برای دادن شکل خاص؛ شکل دادن یا تأثیر گذاشتن؛ پوشیده شدن با قارچ
Word Forms
جمعmoulds
صفت یا فعل حال استمراریmoulding
شکل سوم شخص مفردmoulds
قسمت سوم فعلmoulded
زمان گذشتهmoulded

عبارات و ترکیب‌ها

mould growth

رشد کپک

mould spores

هاگ‌های کپک

mould remediation

اصلاح کپک

mould prevention

جلوگیری از کپک

mould inspection

بازرسی کپک

injection mould

قالب تزریق

mould design

طراحی قالب

sand mould

قالب ماسه‌ای

steel mould

قالب فولادی

mould plate

صفحه قالب

permanent mould

قالب دائمی

mould machine

دستگاه قالب‌سازی

ingot mould

قالب شمش

mould proof

ضد کپک

graphite mould

قالب گرافیت

mould inhibitor

مهارکننده کپک

paper mould

قالب کاغذی

mould release agent

عامل جدا کننده قالب

tyre mould

قالب لاستیک

mould base

پایه قالب

جملات نمونه

mould into a sausage shape.

به شکل سوسیس قالب‌گیری کنید.

mould the figure from white fondant.

مجسمه را از فوندانت سفید قالب‌گیری کنید.

take the marzipan and mould it into a cone shape.

مارzipان را بردارید و آن را به شکل مخروطی قالب‌بندی کنید.

a corridor with a moulded cornice.

یک راهرو با قاب تزئینی.

the mould is the producer of the toxin aflatoxin.

قالب سازنده سم آفلاتوکسین است.

They learned to mould bronze into statues.

آنها یاد گرفتند که برنز را به مجسمه تبدیل کنند.

The boy moulded clay into balls.

پسر خاک رس را به شکل توپ درآورد.

It is moulded into a basin-like form.

این شکل به شکل یک حوض قالب‌گیری شده است.

He will mould a child into an excellent basketball player.

او یک کودک را به یک بازیکن بسکتبال عالی تبدیل خواهد کرد.

the cheeses develop a mould beneath the muslin.

پنیرها در زیر پارچه پنبه‌ای کپک می‌زنند.

the fusion of resin and glass fibre in the moulding process.

ادغام رزین و الیاف شیشه ای در فرآیند قالب گیری.

make up the mortar to a consistency that can be moulded in the hands.

ملات را به غلظتی آماده کنید که بتوانید آن را در دست شکل دهید.

lobster mould with a sauce of carrots and port.

قالب خرچنگ با سسی از هویج و پورت.

they have to keep washing the mould off the walls.

آنها باید مدام کپک را از دیوارها بشویند.

it can be moulded and shaped at will.

می‌توان آن را به دلخواه قالب‌گیری و شکل داد.

(a) placing seriatim in said bottom partial mould;

(الف) قرار دادن به ترتیب در قالب پایین جزئی.

Her dress moulds to her figure.

لباس او متناسب با اندامش است.

We can mould the dress to your figure.

ما می‌توانیم لباس را متناسب با اندام شما طراحی کنیم.

A three-legged ejector sleeve is adopted in the die casting mould to take cast stripping mould, the problem that the cast difficultly demould is solved.

یک آستین خارج‌کننده سه پا در قالب ریخته‌گری تحت فشار به کار گرفته شده است تا قالب جدا کردن قطعه را بردارد، مشکلی که در جدا کردن قطعه با مشکل مواجه است، حل شده است.

نمونه‌های واقعی

But not everyone fits that mould.

اما همه افراد در آن قالب جا نمی‌شوند.

منبع: The Economist (Summary)

What a relief, then, to read a book that breaks the mould.

چه امتیازی است که کتابی را بخوانیم که از این قالب می‌شكند.

منبع: The Economist (Summary)

So the trend we're looking at is chocolate breaking the mould.

بنابراین روند مورد نظر ما شکلات است که قالب را می‌شكند.

منبع: Gourmet Base

And now we can lift up our mould.

و حالا می‌توانیم قالب خود را بلند کنیم.

منبع: Culinary methods for gourmet food

So grab your mould out of the fridge.

پس قالب خود را از یخچال بیرون بیاورید.

منبع: Culinary methods for gourmet food

Fleming tried this mould out on another bacterium and found that it killed the bacterium too.

فلمینگ این قالب را روی باکتری دیگری امتحان کرد و متوجه شد که باکتری را نیز از بین می‌برد.

منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 7)

Right. Now when you've filled your moulds carefully...Without spilling any of it or anything.

درست است. حالا وقتی قالب‌های خود را با دقت پر کردید...بدون ریختن هیچ‌کدام یا هر چیزی.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

There are lots of different types of ice cream moulds.

انواع مختلفی از قالب‌های بستنی وجود دارد.

منبع: Victoria Kitchen

I knew that bounding grace of step-that symmetry of mould!

من می‌دانستم که آن ظرافت و تقارن قدم - آن قالب!

منبع: British Original Language Textbook Volume 5

They poured the hot metal into the mould.

آنها فلز مذاب را در قالب ریختند.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید