moyens

[ایالات متحده]//mwa.jɛ̃//
[بریتانیا]//mwaɪˈɛ̃//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله؛ منابع؛ روش‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

moyens financiers

وسایل مالی

tous les moyens

همه وسائل

par tous moyens

به هر وسیله ای

moyens de transport

وسایل نقلیه

autres moyens

وسایل دیگر

ses moyens

وسایل او

moyens de paiement

وسایل پرداخت

bon moyen

وسیله خوب

moyens limités

وسایل محدود

moyens techniques

وسایل فنی

جملات نمونه

the government has allocated substantial moyens to improve public transportation infrastructure across the region.

دولت میزان قابل توجهی از منابع را برای بهبود زیرساخت‌های حمل و نقل عمومی در سراسر منطقه اختصاص داده است.

by all moyens, we must ensure that every child has access to quality education regardless of their background.

به هر چیزی که لازم باشد، ما باید اطمینان حاصل کنیم که هر کودکی به آموزش با کیفیت دسترسی دارد، بدون توجه به پس‌زمینه‌ای که دارد.

the company has developed innovative moyens of communication to enhance collaboration among remote teams.

شرکت روش‌های نوآورانه ارتباطی را توسعه داده است تا همکاری بین تیم‌های دور دست را افزایش دهد.

by no moyens should we compromise on safety standards when working with hazardous materials.

در هیچ صورتی نباید در مورد استانداردهای ایمنی کوتاهی کنیم وقتی که با مواد خطرناک کار می‌کنیم.

traditional means of production are being rapidly transformed through automation and artificial intelligence technologies.

روش‌های سنتی تولید به سرعت از طریق فناوری‌های خودکارسازی و هوش مصنوعی تغییر می‌کنند.

the artist explored various moyens of expression to convey the complex emotions in her latest exhibition.

هنرمند روش‌های مختلف بیان را برای انتقال احساسات پیچیده در نمایشگاه جدیدش مورد بررسی قرار داد.

financial advisors recommend diversifying your moyens of investment to minimize risk exposure.

مراجعان مالی توصیه می‌کنند که روش‌های سرمایه‌گذاری خود را چندگانه کنید تا مواجهه با ریسک را به حداقل برسانید.

she views her career as a means to an end, focusing on long-term financial security rather than immediate satisfaction.

او شغل خود را به عنوان یک وسیله برای دستیابی به یک هدف دیده و روی امنیت مالی بلندمدت تمرکز دارد، نه رضایت فوری.

the charity conducted a means test to determine eligibility for their housing assistance program.

این خیریه آزمونی در مورد منابع انجام داد تا صلاحیت افراد برای برنامه کمک مسکن خود را تعیین کند.

his private means allowed him to pursue his passion for photography without financial constraints.

منابع خصوصی او امکان رفاهی را به او داد تا علاقه‌اش به عکاسی را بدون محدودیت مالی دنبال کند.

the european union has established emergency moyens to support member states facing economic crises.

اتحاد اروپا منابع اضطراری را برای حمایت از کشورهای عضوی که با بحران‌های اقتصادی مواجه هستند، ایجاد کرده است.

scientific research requires significant moyens and long-term commitment from both public and private sectors.

پژوهش علمی نیاز به منابع قابل توجه و تعهد بلندمدت از سوی هر دو بخش عمومی و خصوصی دارد.

the project manager outlined the moyens by which we can achieve our sustainability goals within the allocated budget.

مدیر پروژه روش‌هایی را که می‌توانیم با استفاده از بودجه اختصاص داده شده، اهداف پایداری خود را به دست آوریم، توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید