muffins

[ایالات متحده]/ˈmʌfɪnz/
[بریتانیا]/ˈmʌfɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(جمع) شیرینی‌های کوچک، گرد و شیرین، که اغلب گرم با کره خورده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

blueberry muffins

مافین بلوبری

chocolate muffins

مافین شکلاتی

banana muffins

مافین موز

muffins recipe

دستور تهیه مافین

muffins for breakfast

مافین برای صبحانه

muffins and coffee

مافین و قهوه

mini muffins

مافین‌های کوچک

fresh muffins

مافین‌های تازه

muffins on sale

مافین‌ها با تخفیف

muffins for dessert

مافین برای دسر

جملات نمونه

i love baking blueberry muffins on weekends.

من عاشق پخت مافین بلوبری در آخر هفته ها هستم.

she brought a batch of chocolate muffins to the party.

او یک دسته مافین شکلاتی به مهمانی آورد.

these muffins are perfect for breakfast.

این مافین ها برای صبحانه عالی هستند.

can you pass me the muffins, please?

می‌توانی مافین‌ها را به من بدهی، لطفاً؟

he enjoys experimenting with different muffin flavors.

او از آزمایش با طعم های مختلف مافین لذت می برد.

we should make some pumpkin muffins for the fall.

ما باید مافین کدو تنبل برای پاییز درست کنیم.

these muffins are freshly baked and smell amazing.

این مافین ها تازه پخته شده اند و بوی فوق العاده ای می دهند.

she topped the muffins with a sprinkle of powdered sugar.

او مافین ها را با مقدار کمی پودر قند تزئین کرد.

my favorite muffins are the ones with nuts and raisins.

مافین های مورد علاقه من آنهایی هستند که با آجیل و کشمش درست شده اند.

he always brings muffins to share with his coworkers.

او همیشه مافین می آورد تا با همکارانش به اشتراک بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید