muzzles

[ایالات متحده]/ˈmʌzlz/
[بریتانیا]/ˈmʌzlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم دهان بند؛ وسیله‌ای برای جلوگیری از گاز گرفتن یک حیوان؛ بخش برجسته صورت یک حیوان، شامل بینی و دهان
v. گذاشتن دهان بند بر روی یک حیوان؛ ساکت کردن یا محدود کردن صحبت

عبارات و ترکیب‌ها

dog muzzles

سگ‌های دارای طوق

muzzles on

طوق‌ها روی

fitting muzzles

طوق‌های مناسب

muzzles required

طوق‌های مورد نیاز

muzzles for dogs

طوق‌ها برای سگ‌ها

remove muzzles

برداشتن طوق‌ها

muzzles fit

طوق‌ها مناسب هستند

adjust muzzles

تنظیم طوق‌ها

muzzles needed

طوق‌های مورد نیاز

muzzles available

طوق‌های موجود

جملات نمونه

dogs often wear muzzles in public places.

سگ‌ها اغلب در مکان‌های عمومی از پوشش دهان استفاده می‌کنند.

some breeds require muzzles for safety.

برخی از نژادها به دلیل ایمنی به پوشش دهان نیاز دارند.

muzzles can help prevent biting during training.

پوشش دهان می‌تواند به جلوگیری از گاز گرفتن در هنگام آموزش کمک کند.

it's important to choose the right size for muzzles.

انتخاب اندازه مناسب برای پوشش دهان مهم است.

veterinarians often recommend muzzles for aggressive dogs.

پزشکان دامپزشکی اغلب پوشش دهان را برای سگ‌های پرخاشگر توصیه می‌کنند.

muzzles should be comfortable for the dog.

پوشش دهان باید برای سگ راحت باشد.

training a dog to accept muzzles takes patience.

آموزش سگ برای پذیرش پوشش دهان نیاز به صبر دارد.

some pet owners dislike using muzzles.

برخی از صاحبان حیوانات خانگی از استفاده از پوشش دهان خوش ندارند.

muzzles can prevent unwanted behaviors in dogs.

پوشش دهان می‌تواند از رفتارهای ناخواسته در سگ‌ها جلوگیری کند.

always supervise dogs wearing muzzles.

همیشه بر سگ‌هایی که پوشش دهان دارند نظارت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید