mycosis

[ایالات متحده]/maɪˈkəʊsɪs/
[بریتانیا]/maɪˈkoʊsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عفونت قارچی; بیماری میکوتیک
Word Forms
جمعmycoses

عبارات و ترکیب‌ها

skin mycosis

درم عفونت قارچی

fungal mycosis

عفونت قارچی

systemic mycosis

درم قارچی سیستمیک

cutaneous mycosis

درم قارچی پوستی

chronic mycosis

درم قارچی مزمن

subcutaneous mycosis

درم قارچی زیر پوستی

localized mycosis

درم قارچی موضعی

opportunistic mycosis

درم قارچی فرصت طلب

primary mycosis

درم قارچی اولیه

secondary mycosis

درم قارچی ثانویه

جملات نمونه

mycosis can affect various parts of the body.

می‌کوزیس می‌تواند قسمت‌های مختلف بدن را تحت تاثیر قرار دهد.

doctors often treat mycosis with antifungal medications.

پزشکان اغلب می‌کوزیس را با داروهای ضد قارچی درمان می‌کنند.

symptoms of mycosis may include itching and redness.

علائم می‌کوزیس ممکن است شامل خارش و قرمزی باشد.

preventing mycosis involves maintaining good hygiene.

جلوگیری از می‌کوزیس شامل حفظ بهداشت خوب است.

mycosis is more common in individuals with weakened immune systems.

می‌کوزیس در افراد با سیستم ایمنی ضعیف بیشتر دیده می‌شود.

chronic mycosis can lead to serious health complications.

می‌کوزیس مزمن می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود.

mycosis can be diagnosed through laboratory tests.

می‌کوزیس را می‌توان از طریق آزمایش‌های آزمایشگاهی تشخیص داد.

some types of mycosis are contagious.

برخی از انواع می‌کوزیس مسری هستند.

education on mycosis is important for prevention.

آموزش در مورد می‌کوزیس برای پیشگیری مهم است.

early detection of mycosis can improve treatment outcomes.

تشخیص زودهنگام می‌کوزیس می‌تواند نتایج درمان را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید