myelin

[ایالات متحده]/ˈmaɪəlɪn/
[بریتانیا]/ˈmaɪəlɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده چربی که یک غلاف اطراف آکسون‌های نورون‌ها تشکیل می‌دهد؛ غلاف میلینی، که الیاف عصبی را عایق‌بندی می‌کند
Word Forms
جمعmyelins

عبارات و ترکیب‌ها

myelin sheath

غلاف میلین

myelin repair

ترمیم میلین

myelin formation

تشکیل میلین

myelin loss

از دست دادن میلین

myelin density

چگالی میلین

myelin proteins

پروتئین‌های میلین

myelin coating

پوشش میلین

myelin development

توسعه میلین

myelin degeneration

تجزیه میلین

myelin insulation

عایق‌بندی میلین

جملات نمونه

the myelin sheath protects nerve fibers.

روکش میلین از فیبرهای عصبی محافظت می‌کند.

myelin is essential for efficient nerve signal transmission.

میلین برای انتقال کارآمد سیگنال‌های عصبی ضروری است.

damage to myelin can lead to neurological disorders.

آسیب به میلین می‌تواند منجر به اختلالات عصبی شود.

myelin formation is crucial during brain development.

تشکیل میلین در طول رشد مغز بسیار مهم است.

researchers study myelin to understand multiple sclerosis.

محققان میلین را برای درک اسکلروز چندگانه مطالعه می‌کنند.

myelin helps speed up electrical impulses in the nervous system.

میلین به افزایش سرعت تکانه‌های الکتریکی در سیستم عصبی کمک می‌کند.

loss of myelin can impair motor function.

از دست دادن میلین می‌تواند عملکرد حرکتی را مختل کند.

myelin repair is a focus of neurological research.

ترمیم میلین یک تمرکز تحقیقات عصبی است.

some therapies aim to regenerate myelin in patients.

برخی از درمان‌ها هدفشان بازسازی میلین در بیماران است.

myelin-related genes are being studied for their role in disease.

ژنتیک‌های مرتبط با میلین برای نقش آنها در بیماری مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید