myeloid

[ایالات متحده]/ˈmaɪəʊlɔɪd/
[بریتانیا]/ˈmaɪəˌlɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشتق از مغز استخوان؛ شبیه مغز استخوان

عبارات و ترکیب‌ها

myeloid leukemia

لوسمی میلوئیدی

myeloid cells

سلول‌های میلوئیدی

myeloid lineage

ریشه میلوئیدی

myeloid dysplasia

دیسپلازی میلوئیدی

myeloid neoplasm

نئوپلاسم میلوئیدی

myeloid differentiation

تمایز میلوئیدی

myeloid progenitor

پیشرو میلوئیدی

myeloid sarcoma

سارکوم میلوئیدی

myeloid factors

عوامل میلوئیدی

myeloid activation

فعال‌سازی میلوئیدی

جملات نمونه

the myeloid lineage gives rise to various blood cells.

ریشه میلوئیدی باعث ایجاد انواع سلول‌های خونی می‌شود.

myeloid cells play a crucial role in the immune response.

سلول‌های میلوئیدی نقش حیاتی در پاسخ ایمنی ایفا می‌کنند.

research on myeloid differentiation is important for understanding leukemia.

تحقیقات در مورد تمایز میلوئیدی برای درک لوسمی مهم است.

myeloid neoplasms can lead to serious health issues.

نئوپلاسم‌های میلوئیدی می‌توانند منجر به مشکلات جدی سلامتی شوند.

doctors often check myeloid markers in blood tests.

پزشکان اغلب نشانگرهای میلوئیدی را در آزمایش خون بررسی می‌کنند.

myeloid-derived suppressor cells can inhibit t cell function.

سلول‌های سرکوبگر مشتق شده از میلوئید می‌توانند عملکرد سلول‌های T را مهار کنند.

the study focused on myeloid cell activation in cancer.

این مطالعه بر فعال‌سازی سلول‌های میلوئیدی در سرطان متمرکز بود.

myeloid tissues are essential for hematopoiesis.

بافت‌های میلوئیدی برای هماتوپویز ضروری هستند.

understanding myeloid biology can lead to better therapies.

درک زیست‌شناسی میلوئیدی می‌تواند منجر به درمان‌های بهتر شود.

myeloid cells are involved in both innate and adaptive immunity.

سلول‌های میلوئیدی در هر دو سیستم ایمنی ذاتی و تطبیقی نقش دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید