myrmecids

[ایالات متحده]//mɜːˈmiːsɪdz//
[بریتانیا]//mɜːrˈmiːsɪdz//

ترجمه

n. یک عامل که می‌کشد مورچه‌ها؛ یک کشکش‌کننده حشرات به ویژه در برابر مورچه‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

these myrmecids

Persian_translation

the myrmecids

Persian_translation

hunting myrmecids

Persian_translation

جملات نمونه

researchers have discovered a new myrmecid species in the amazon rainforest.

پژوهشگران یک گونه جدید از میمرکیدها را در جنگل‌های امazon کشف کرده‌اند.

the myrmecid colonies exhibit complex social structures.

کلون‌های میمرکیدها ساختارهای اجتماعی پیچیده‌ای را نشان می‌دهند.

myrmecid ants play a crucial role in soil aeration.

میمرکیدها نقش حیاتی در هوازی‌سازی خاک دارند.

scientists are studying myrmecid communication methods.

دانشمندان روش‌های ارتباطی میمرکیدها را مطالعه می‌کنند.

the myrmecid insect showed remarkable adaptive capabilities.

حشره میمرکید توانایی‌های تطبیقی برجسته‌ای نشان داد.

myrmecid morphology varies significantly across different genera.

مorfولوژی میمرکیدها در گونه‌های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت است.

some myrmecid species cultivate fungi for food.

برخی گونه‌های میمرکید قارچ را برای غذا فرآوری می‌کنند.

the myrmecid queen can lay thousands of eggs daily.

ملکه میمرکید می‌تواند روزانه هزاران تخم بزند.

predators often struggle to penetrate myrmecid defensive systems.

مفترس‌ها اغلب با ورود به سیستم‌های دفاعی میمرکید دشواری دارند.

myrmecid workers cooperate efficiently to build elaborate nests.

کارگران میمرکید به طور کارآمد با همکاری برای ساختن غرفه‌های پیچیده کار می‌کنند.

climate change affects myrmecid distribution patterns.

تغییرات اقلیمی الگوهای توزیع میمرکیدها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

the myrmecid lifecycle includes four distinct stages.

چرخه زندگی میمرکید چهار مرحله متمایز را شامل می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید