nadir

[ایالات متحده]/ˈneɪdɪə(r)/
[بریتانیا]/ˈneɪdɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایین‌ترین نقطه در آسمان; پایین‌ترین و ناامیدکننده‌ترین نقطه یک دوره زمانی.
Word Forms
جمعnadirs

عبارات و ترکیب‌ها

reached its nadir

رسیدن به پایین‌ترین نقطه

جملات نمونه

the nadir of their fortunes.

نadir از ثروت‌های آنها

at the nadir of one's hope

در پایین‌ترین حد امید یک فرد

to be at the nadir of his hope

در پایین‌ترین حد امید او بودن

This failure was the nadir of her career.

این شکست نقطه اوج منفی دوران حرفه ای او بود.

the 1420s marked the nadir of French for- tunes.

دهه 1420 نشان دهنده nadir از خوش شانسی های فرانسوی بود.

At the nadir of her career,she was given a great encouragement by his marrying her.

در پایین ترین نقطه شغلی او، تشویق بزرگی به او داده شد، او با ازدواج با او.

" Woolmark reports, at present the inventory wool in agent hand has 610, 000 packets, although 500 plus Woolstock company, 000 packets, inventory still is the nadir on the history.

"-گزارش‌های Woolmark نشان می‌دهد که در حال حاضر موجودی پشم در دست عامل 610000 بسته است، اگرچه شرکت Woolstock 500000 بسته دارد، موجودی هنوز در پایین‌ترین حد تاریخ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید