narrowly

[ایالات متحده]/ˈnærəʊlɪ/
[بریتانیا]/'næroli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با حاشیه کوچک، به طور باریک، به طور محکم، به دقت

عبارات و ترکیب‌ها

narrowly avoid

از دست رفتن با اختلاف

narrowly escape

از دست رفتن با اختلاف

جملات نمونه

a narrowly constructed causeway

یک سیلاب باریک و ساخته شده

She narrowly won the first race.

او به طور خفیف در اولین مسابقه پیروز شد.

the party was narrowly defeated in the elections.

حزب در انتخابات به طور باریک به شکست رسید.

He narrowly escaped drowning.

او به طرز معجزه‌آسایی از غرق شدن نجات یافت.

He narrowly escaped death.

او به طرز معجزه‌آسایی از مرگ نجات یافت.

He narrowly escaped being drowned.

او به طرز معجزه‌آسایی از غرق شدن نجات یافت.

narrowly missed crashing into the tree.

به طور باریک به درخت برخورد نکرد.

The boy narrowly escaped being drowned.

پسر به طور خفیف از غرق شدن نجات یافت.

The study was criticized for being too narrowly focused.

مطالعه به دلیل تمرکز بیش از حد محدود مورد انتقاد قرار گرفت.

He narrowly missed being run over by a car.

او به طور خفیف از زیر دست ماشین فرار کرد.

he had narrowly escaped the clutches of the Nazis.

او به طور خفیف از چنگال نازی ها فرار کرده بود.

the ruling party won 24 seats, narrowly topping the poll.

حزب حاکم با کسب 24 کرسی، به طور خفیف در انتخابات پیشتاز شد.

Petiole narrowly winged basally or proximally, with a subapical abscission zone;

ساقه برگ به طور خفیف بالدار بود، در قسمت پایینی یا نزدیک به قاعده، با یک ناحیه جداشدگی زیر نوک.

One car narrowly missed hitting the other one.

یک خودرو به طور باریک به خودروی دیگر برخورد نکرد.

He braked hard and narrowly avoided a parked van.

او به شدت ترمز کرد و به طور خفیف از برخورد با یک ون پارک شده جلوگیری کرد.

He glared furiously at me when I contradicted him. Topeer is to look narrowly, searchingly, and seemingly with difficulty:

وقتی او را متناقض کردم، با خشم به من خیره شد. Topeer به معنای نگاه کردن با دقت، جستجو و به ظاهر با دشواری است:

bracteole narrowly linear, 2.5--4 mm.Sepals purplish blue, abaxially glabrous or nearly so;

برگچه به طور خفیف خطی، 2.5 تا 4 میلی‌متر. گل‌برگ‌ها آبی مایل به بنفش، در قسمت پشتی بدون کرک یا تقریباً بدون کرک.

Leaf blade narrowly elliptic-lanceolate to ovate-lanceolate, margin spiniform dentate; bracts of cupule subulate, ligulate, or linear, often reflexed.

تیغه برگ به طور خفیف بیضی تخم‌تیزی به بیضی تخم‌تیزی، لبه دندانه‌دار مخروطی؛ کرک‌های کاسه به شکل سوزنی، خطی یا خطی، اغلب خمیده.

نمونه‌های واقعی

Trustbusters like to define markets narrowly.

متخصصان شکستن انحصارها دوست دارند بازارها را به طور محدود تعریف کنند.

منبع: The Economist (Summary)

Some of the polls had Joe Biden leading very narrowly.

برخی از نظرسنجی‌ها نشان دادند که جو بایدن با اختلاف بسیار کمی در حال پیشی گرفتن است.

منبع: BBC Listening November 2020 Collection

This is why the problem must be defined differently and more narrowly.

به همین دلیل است که مشکل باید به طور متفاوتی و با محدودیت بیشتری تعریف شود.

منبع: The Guardian (Article Version)

The Supreme Court always likes to rule as narrowly as possible.

دادگاه عالی‌ترین دادگاه همیشه دوست دارد تا حد امکان به طور محدود قضاوت کند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

A boulder rolled down the slope and narrowly missed the car.

یک سنگ بزرگ از شیب به پایین غلتید و به طرز خطرناکی از ماشین جا خالی داد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

481. I threw a row of arrows, which narrowly passed the narrow-minded man's eyebrows.

481. من ردیفی از تیرها را پرتاب کردم که به طرز خطرناکی از ابروهای مرد مغرض عبور کرد.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

She won narrowly by just over 1500 votes.

او با اختلاف اندک و بیش از 1500 رای پیروز شد.

منبع: BBC Listening March 2016 Compilation

He narrowly beat rightwing president Jair Bolsonaro.

او با اختلاف اندک، رئیس‌جمهور راست‌گرای ژایر بولسونارو را شکست داد.

منبع: Financial Times

I narrowly avoided falling on my face.

من به طرز خطرناکی از افتادن به صورتم جلوگیری کردم.

منبع: Twilight: Eclipse

Republicans argue for a more narrowly focused economic stimulus package.

جمهوری‌خواهان استدلال می‌کنند که یک بسته محرک اقتصادی با تمرکز محدودتر مورد نیاز است.

منبع: VOA Standard English_Americas

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید