nationalizing

[ایالات متحده]/ˈnæʃənəlaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnæʃənəlaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرایند قرار دادن صنایع یا دارایی‌ها تحت کنترل دولت

عبارات و ترکیب‌ها

nationalizing assets

ملی‌سازی دارایی‌ها

nationalizing industry

ملی‌سازی صنعت

nationalizing services

ملی‌سازی خدمات

nationalizing resources

ملی‌سازی منابع

nationalizing banks

ملی‌سازی بانک‌ها

nationalizing enterprises

ملی‌سازی بنگاه‌ها

nationalizing utilities

ملی‌سازی زیرساخت‌ها

nationalizing property

ملی‌سازی املاک

nationalizing land

ملی‌سازی زمین

nationalizing education

ملی‌سازی آموزش

جملات نمونه

the government is considering nationalizing key industries.

دولت در حال بررسی ملی کردن صنایع کلیدی است.

nationalizing the oil sector could boost the economy.

ملی کردن بخش نفت می‌تواند باعث رونق اقتصادی شود.

there are debates about the benefits of nationalizing utilities.

بحث‌هایی در مورد مزایای ملی کردن خدمات公用 وجود دارد.

nationalizing land can lead to better resource management.

ملی کردن زمین می‌تواند منجر به مدیریت بهتر منابع شود.

some countries are successfully nationalizing their railways.

برخی از کشورها با موفقیت در حال ملی کردن راه‌آهن خود هستند.

nationalizing education may improve access for all.

ملی کردن آموزش ممکن است دسترسی برای همه را بهبود بخشد.

they are advocating for nationalizing healthcare services.

آنها از ملی کردن خدمات بهداشتی و درمانی حمایت می‌کنند.

nationalizing the banking sector is a controversial issue.

ملی کردن بخش بانکی یک موضوع بحث‌برانگیز است.

nationalizing public transportation can reduce costs.

ملی کردن حمل و نقل عمومی می‌تواند هزینه‌ها را کاهش دهد.

there are risks associated with nationalizing private companies.

خطراتی با ملی کردن شرکت‌های خصوصی مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید