she is a native speaker of english.
او یک گوینده بومی انگلیسی است.
persian is my native language.
فارسی زبان مادری من است.
he returned to his native country.
او به کشور بومی خود بازگشت.
the plant is native to this region.
این گیاه بومی این منطقه است.
she was born in her native town.
او در شهر زادگاهش به دنیا آمد.
many native people live in this village.
بسیاری از مردم بومی در این روستا زندگی میکنند.
the native population is decreasing.
جمعیت بومی در حال کاهش است.
he wants to learn from native speakers.
او میخواهد از گویندگان بومی یاد بگیرد.
this is my native land.
این سرزمین مادری من است.
after years abroad, he went native.
پس از سالها زندگی در خارج، او بومی شد.
the traditions are part of our native culture.
این سنتها بخشی از فرهنگ بومی ما هستند.
she speaks like a native.
او مثل یک بومی صحبت میکند.
she is a native speaker of english.
او یک گوینده بومی انگلیسی است.
persian is my native language.
فارسی زبان مادری من است.
he returned to his native country.
او به کشور بومی خود بازگشت.
the plant is native to this region.
این گیاه بومی این منطقه است.
she was born in her native town.
او در شهر زادگاهش به دنیا آمد.
many native people live in this village.
بسیاری از مردم بومی در این روستا زندگی میکنند.
the native population is decreasing.
جمعیت بومی در حال کاهش است.
he wants to learn from native speakers.
او میخواهد از گویندگان بومی یاد بگیرد.
this is my native land.
این سرزمین مادری من است.
after years abroad, he went native.
پس از سالها زندگی در خارج، او بومی شد.
the traditions are part of our native culture.
این سنتها بخشی از فرهنگ بومی ما هستند.
she speaks like a native.
او مثل یک بومی صحبت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید