nearshoring

[ایالات متحده]/ˈnɪəʃɔːrɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnɪrʃɔːrɪŋ/

ترجمه

n. عملیات انتقال فرایندهای کسب و کار یا خدمات به یک کشور مجاور، معمولاً کشوری با هزینه کارگری پایین‌تر، به جای یک موقعیت خارجی دورتر.

عبارات و ترکیب‌ها

nearshoring strategy

استراتژی نزدیک‌سازی

nearshoring benefits

مزایای نزدیک‌سازی

nearshoring trends

رُوند‌های نزدیک‌سازی

nearshoring services

خدمات نزدیک‌سازی

nearshoring model

مدل نزدیک‌سازی

nearshoring advantages

مزاياي نزدیک‌سازی

nearshoring destination

مقصد نزدیک‌سازی

nearshoring opportunities

فرصت‌های نزدیک‌سازی

nearshoring initiative

مبادرت نزدیک‌سازی

nearshoring partner

همکار نزدیک‌سازی

جملات نمونه

our company is implementing a nearshoring strategy to reduce operational costs while maintaining quality.

شرکت ما در حال اجرای یک استراتژی نزدیک‌سازی است تا هزینه‌های عملیاتی را کاهش دهد در حالی که کیفیت را حفظ می‌کند.

many manufacturers are nearshoring their production facilities to neighboring countries.

بیشتر تولیدکنندگان تجهیزات تولید خود را به کشورهای همسایه نزدیک‌سازی می‌کنند.

the nearshoring of customer support services has improved response times significantly.

نزدیک‌سازی خدمات پشتیبانی به مشتریان زمان پاسخگویی را به طور قابل توجهی بهبود بخشیده است.

companies are discovering the benefits of nearshoring it development teams.

شرکت‌ها مزایای نزدیک‌سازی تیم‌های توسعه IT را کشف می‌کنند.

the nearshoring model offers lower labor costs and shorter supply chains.

مدل نزدیک‌سازی هزینه‌های دستمزد را کاهش می‌دهد و زنجیره‌های تأمین کوتاه‌تری ارائه می‌کند.

there is a growing nearshoring trend in the pharmaceutical industry.

در صنعت دارویی روند نزدیک‌سازی در حال افزایش است.

our organization is exploring nearshoring opportunities in eastern europe.

سازمان ما به دنبال فرصت‌های نزدیک‌سازی در اروپای شرقی است.

the company launched a nearshoring initiative to relocate its call centers.

شرکت یک اقدام نزدیک‌سازی راه اندازی کرد تا مراکز تماس خود را تغییر محل دهد.

we selected a reliable nearshoring partner in mexico for manufacturing.

ما یک شریک معتبر نزدیک‌سازی در مکزیک برای تولید انتخاب کردیم.

nearshoring costs can be up to thirty percent lower than offshoring to asia.

هزینه‌های نزدیک‌سازی می‌تواند تا سیصد درصد کمتر از انتقال به آسیا باشد.

the nearshoring decision requires careful analysis of logistics infrastructure.

تصمیم به نزدیک‌سازی نیاز به تحلیل دقیق زیرساخت‌های لجستیکی دارد.

several nearshoring activities are underway across the automotive sector.

چندین فعالیت نزدیک‌سازی در سراسر بخش خودروسازی در حال انجام است.

effective nearshoring requires addressing cultural and time zone differences.

نزدیک‌سازی مؤثر نیاز به برخورداری از تفاوت‌های فرهنگی و مناطق زمانی دارد.

the firm specializes in nearshoring financial and accounting services.

این شرکت در نزدیک‌سازی خدمات مالی و حسابداری متخصص است.

nearshoring has become a key component of our global supply chain strategy.

نزدیک‌سازی به یکی از اجزای کلیدی استراتژی زنجیره تأمین جهانی ما تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید