neocolonial power
قدرت نئوکالنیالیستی
neocolonial practices
شیوههای نئوکالنیالیستی
neocolonial influence
نفوذ نئوکالنیالیستی
neocolonial policies
خطمشیهای نئوکالنیالیستی
neocolonial mindset
نگاهگاه نئوکالنیالیستی
neocolonial relations
روابط نئوکالنیالیستی
neocolonial agenda
برنامهی نئوکالنیالیستی
neocolonial discourse
گفتمان نئوکالنیالیستی
neocolonial exploitation
بهرهکشی نئوکالنیالیستی
neocolonial legacy
میراث نئوکالنیالیستی
the country's neocolonial policies have sparked widespread protests.
سیاستهای نو-استعماری کشور باعث اعتراضات گسترده شده است.
many argue that foreign investments often lead to neocolonial exploitation.
بسیاری استدلال میکنند که سرمایهگذاریهای خارجی اغلب منجر به استثمار نو-استعماری میشوند.
neocolonial practices can undermine local economies.
شیوههای نو-استعماری میتوانند اقتصادهای محلی را تضعیف کنند.
critics of globalization often label it as a form of neocolonialism.
منتقدان جهانیسازی اغلب آن را به عنوان نوعی نو-استعماریسم برچسب میزنند.
neocolonial relationships can perpetuate inequality between nations.
روابط نو-استعماری میتوانند نابرابری بین کشورها را تداوم بخشند.
some scholars study the impact of neocolonialism on cultural identity.
برخی از محققان بر تأثیر نو-استعماریسم بر هویت فرهنگی مطالعه میکنند.
neocolonial influences can be seen in many developing countries.
تأثیرات نو-استعماری را میتوان در بسیاری از کشورهای در حال توسعه مشاهده کرد.
activists are working to combat neocolonial practices in their communities.
فعالها در حال تلاش برای مقابله با شیوههای نو-استعماری در جوامع خود هستند.
the concept of neocolonialism challenges traditional views of imperialism.
مفهوم نو-استعماریسم چالشهایی را برای دیدگاههای سنتی امپریالیسم مطرح میکند.
understanding neocolonial dynamics is crucial for international relations.
درک پویاییهای نو-استعماری برای روابط بینالملل بسیار مهم است.
neocolonial power
قدرت نئوکالنیالیستی
neocolonial practices
شیوههای نئوکالنیالیستی
neocolonial influence
نفوذ نئوکالنیالیستی
neocolonial policies
خطمشیهای نئوکالنیالیستی
neocolonial mindset
نگاهگاه نئوکالنیالیستی
neocolonial relations
روابط نئوکالنیالیستی
neocolonial agenda
برنامهی نئوکالنیالیستی
neocolonial discourse
گفتمان نئوکالنیالیستی
neocolonial exploitation
بهرهکشی نئوکالنیالیستی
neocolonial legacy
میراث نئوکالنیالیستی
the country's neocolonial policies have sparked widespread protests.
سیاستهای نو-استعماری کشور باعث اعتراضات گسترده شده است.
many argue that foreign investments often lead to neocolonial exploitation.
بسیاری استدلال میکنند که سرمایهگذاریهای خارجی اغلب منجر به استثمار نو-استعماری میشوند.
neocolonial practices can undermine local economies.
شیوههای نو-استعماری میتوانند اقتصادهای محلی را تضعیف کنند.
critics of globalization often label it as a form of neocolonialism.
منتقدان جهانیسازی اغلب آن را به عنوان نوعی نو-استعماریسم برچسب میزنند.
neocolonial relationships can perpetuate inequality between nations.
روابط نو-استعماری میتوانند نابرابری بین کشورها را تداوم بخشند.
some scholars study the impact of neocolonialism on cultural identity.
برخی از محققان بر تأثیر نو-استعماریسم بر هویت فرهنگی مطالعه میکنند.
neocolonial influences can be seen in many developing countries.
تأثیرات نو-استعماری را میتوان در بسیاری از کشورهای در حال توسعه مشاهده کرد.
activists are working to combat neocolonial practices in their communities.
فعالها در حال تلاش برای مقابله با شیوههای نو-استعماری در جوامع خود هستند.
the concept of neocolonialism challenges traditional views of imperialism.
مفهوم نو-استعماریسم چالشهایی را برای دیدگاههای سنتی امپریالیسم مطرح میکند.
understanding neocolonial dynamics is crucial for international relations.
درک پویاییهای نو-استعماری برای روابط بینالملل بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید